سيد محمد دامادى
مقدمه 12
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
به عنايت إلهى در قلمرو محيط خانوادگى و رهگذر ايّام كودكى و روزگار جوانى من ، مردانى قرار گرفتند كه حيات خويش را يكسره بر علم و دانش و ادب و فرهنگ و فضيلت و معنويّت وقف كرده و تا بدان گاه كه - خورشيد معرفت ، پرتو عنايت از كالبد خاكى آنها رخت برگرفت و جان گرامى به پدر باز دادند و كالبد تيره به مادر خاك سپردند - اين امكان و فرصت را بر من ارزانى داشتند تا بتوانم در ساحل اقيانوس آرام وجود آنها - ايمن از حوادث و آسوده از غم ايّام بر سر زانوى ادب نشسته ، به ميزان لياقت و ظرفيت در پهنهء وسيع ادب و فرهنگ انسانى از عروج روح و تعالى روان و فضل و بزرگوارى و سالارى آن أحرار بهره يافته ، التهاب ضمير و افروختگى خاطر خويش را فرو نشانم و در حضور آنها فرصت مراقبت و تأمّل در دقايق حيات و آگاهى بر سرنوشت دردناك بشر را بيابم و نكتهها آموزم و ذخيرهها اندوزم و به نيشها و نوشهاى حيات بشر و مايههاى دلفريبى روح آدمى - آشنايى يابم . و ما حُبٌّ الدَّيارِ شَغَفْنَ قلبى * و لِكنْ حُبُّ مَنْ سَكَنَ الدَّيارا - [ نه دوستى آن سر منزل و شهر ، بل دوستى آن كس كه در آن ديار ساكنست به ميان دل من در آمد و آن را به خود سخت شيفته و مشغوف كرد ] * * * مردانى عارى از هوى و فارغ از دنيا و مافيها كه به ديار خالى از غوغاى عشق و محبّت رخت بر كشيده ، از خويشتن رسته و به حق پيوسته و در بارگاه منزلت رفيع معرفت و دانايى بر بنياد توكّل مطلق - كه حالت ارباب نهايات است - با خرسندى و قناعت روزگار مىگذرانيدند . برزگا مردا كه هر يك از ايشان بودند كه مجد موروث و شرافت اصل و نسب را با فضيلت و حسب ، يك جا جمع داشتند ، فرشته خويانى در پهنهء خاك و نيكمردانى صافى ضمير و عالى همّت ، خردمندانى مايهور از خصال موهوب و فضايل مكتسب و برخوردار از ملكات عاليهء اخلاقى ، بزرگمردان دانش و معرفت و خداوندگاران فضيلت و مكرمت و مصاديق بارز تحقّق علوّ انسانيّت ؛ طاهر اصل لطيف طبع ، جامع أدبى النّفس و الدّرس و ناصب رايتى العقل و النقل مرحوم سيّد محمّد رضا داماد ، - مرد مستقيم احوال ، شادروان سيّد أبو الحسن كتابى - سر دفتر أحرار و كهنه قلندر آزادهء روزگار ، زنده ياد مرحوم مير سيّد محمّد اخوى - شمع جمع اصحاب و محيط فضل و آداب ، روانشاد شيخ محمّد باقر الفت - و سر دفتر ارباب تجريد و مستغرق در توحيد مرحوم حاج آقا رحيم ارباب كساهم اللّه حلل النّور ، ارواح صافى آن بزرگان ، غريق انوار رحمت واسعهء خداوند باد . ذَهَبَ الذّين يُعَاشُ في أكنافِهم * و بَقيتُ في خَلْفٍ كجلد الاجرب * * *