سيد محمد دامادى
156
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
وز صارمِ دين شسته و پرداخته زنگار [ ديوان اديب الممالك صص 511 - 516 ] در سالهاى أخير هم كتابى به عنوان « نعت حضرت رسول اكرم در شعر فارسى » انتشار يافته است . امّا در ادب عرب ، كعب بن زهير « 1 » [ متوفّا در 24 ه ق ] در شمار شاعرانى است كه پس از تشرّف به آيين اسلام ، حضرت پيغامبر را ستود و قصيدهء لاميّهء او به نامهاى « قصيدهء بانت سعاد » و « قصيدهء برده » در ميان أهل ادب معروف و مستغنى از معرّفى است و داستان إنشاد آن در بسيارى از كتب تاريخ و ادب ثبت افتاده است [ « طبقات فحول الشعراء » لمحمّد بن سلام الجمحى صص 84 و 85 و « نهاية الارب » ج 16 صص 431 - 439 و شرح « لطفعلى تبريزى بر قصيدهء بانت سعاد ، ضميمهء « السّامى فى الأسامى » ] كه به اين مطلع آغاز مىشود : بانَتْ سُعادُ قَلْبِى اليَوْمَ مَتْبُولُ * مُتَيَّمٌ إثْرَها لَمْ يُفْدَ مَكْبُولُ كعب بر برادرش - بجير - چون اسلام آورد و به مصطفى ( ص ) گرويد خشمناك شد و در نامهيى از إقدام وى نكوهش كرد . بجير - پيامبر را بر موضوع آگاه ساخت . پيامبر ( ص ) فرمود : « هر كه كعب بن زهير را يابد ، بر او است تا او را بكشد . » بجير به كعب خبر داد كه پيامبر خون تو را مباح ساخته است اگر خواستى به سويش شتاب زيرا هر كه به او اظهار ندامت كند - مىپذيرد و از كارهاى قبل از ايمان آوردنش ، در مىگذرد .
--> ( 1 ) - فرزند زهير بن ابى سلمى ( 530 - 627 م ) صاحب معلّقهء معروف 62 بيتى در بحر طويل و قافيهء ميم است كه باعث نظم آن پايان يافتن جنگ در بين دو قبيلهء عبس و ذبيان بوده كه در مدح و سپاس از فراهم آوردندگان موجبات صلح و خواندن به صفا و سازش و دوستى و ترك جنگ و كشتار سروده شده است و به اين مطلع آغاز مىشود : أمِنْ أمِّ أوْفى دمْنَةٌ لَمْ تَكَلَّم * بِحَوْمانَةِ الدَّراجِ فَالْمُتَثَلَّم آيا از منازل يار عزيزم أمّ أوفى در آن دو محلّ ( حوماتة الدّراج و متثلّم ) آثارى باقى نمانده كه سخن بگويد ؟ [ شرح حسين بن احمد بن زوزنى در گذشته در 486 ه ق ]