سيد محمد دامادى
157
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )
چون نامه به كعب رسيد ، به قبيلهاش شتافت تا بدانها پناه برد . افراد قبيلهاش از پذيرش وى خوددارى كردند . ترس وى را گرفت - دشمنان نيز بر وى شتافتند . وى بناچار به مدينه آمد و بر سيّد و مولاى ما - على - ( ع ) وارد شد . على ( ع ) او را به مسجد آورد و گفت : اين پيامبر خدا است به سويش رو و از او أمان بخواه . كعب ، سخن على ( ع ) را پذيرفت و به جانب پيامبر رفت و در برابر او نشست و دست خويش در دست پيامبر نهاد و گفت : اى رسول خدا ، كعب بن زهير - شرمسار در طلب امان و پذيرفتن اسلام آمده است . اگر وى را به نزدت بياورم ، او را مىپذيرى ؟ پيامبر فرمود : آرى . كعب گفت : اى پيامبر خدا من كعب بن زهيرم . يكى از انصار به سوى كعب حمله برد و گفت : اى رسول خدا ، او را به من ده تا گردنش را بزنم ، پيامبر به وى فرمود : رهايش كن زيرا او شرمسار و مشتاق به سوى ما شتافته است . آنگاه كعب به إنشاد قصيدهء ( بانت سعاد ) خويش در برابر مهاجران و انصار كه در آن به ستايش پيامبر ( ص ) پرداخته و در آن ترس خويش را از استيلاى دشمنان بر خود تا وصول به حضور پيامبر - اظهار داشته - پرداخت و چون بدين بيت رسيد : إنَّ الرَّسُولَ لَسَيْفٌ يُسْتَضاءُ به * وَ صارِمٌ مِنْ سُيوفِ اللّهِ مَسْلُولُ [ بيت پنجاه و دوم قصيده ] رسول خدا ( ص ) برد شريف خويش را از تن در آورد و به رسم خلعت بر دوش وى انداخت و او را عفو فرمود « 1 » .
--> ( 1 ) - « العمدة فى محاسن الشّعر و آدابه و نقده » تأليف « أبى على الحسن بن رشيق قيروانى أزدى ( 390 - 456 ه ق ) ص 23 و 24 چاپ مصر به تحقيق محمّد محيى الدّين عبد الحميد / 1374 ه ق - 1955 م مصر . - محمّد ( ص ) المثل الكامل / تأليف محمّد جاد المولى بك [ - چاپ دوم - قاهره - صص 28 و 29 - 1932 م 1351 ه ] ( شرح قصيدهء كعب بن زهير از لطفعلى بن احمد تبريزى چاپ على اكبر بن عبد الجبّار اصفهانى ، همراه با السّامى فى الأسامى و سرّ الأدب و فروق اللّغة سيّد نعمة اللّه جزايرى ) . اين قصيده در « السيرة النبويّة » لابن هشام نيز ( صص 513 - 503 ) بتمامى با شرح مفردات لغات و اصطلاحات آن آمده است :