سيد محمد دامادى

مقدمه 9

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

مستند به مآخذ صحيح و مدارك متقن بنگارد . سروده‌هاى شاعر را - كه حاوى اشاراتى بليغ و كناياتى أبلغ از تصريح به حوادث روزگار حيات او و در واقع آيينهء حيات و روش زندگانى و ويژگىها و جام تجلّى صفات مردم عصر اوست - شاخص‌هايى معتبر يافت و در بيان احوال و تحقيق در افكار او بتواتر بدان استناد كرد و او را شاعرى يافت كه به عنايت بىعلّت الهى - جان و روانش از عصارهء معارف حقّه إشباع گرديده و فردى وارسته از آثار ناشى از تنگناى محيط خود و بر كنار از تربيت ناستوده بوده است كه با اتّكاء بر سرمايهء نبوغ فطرى و كمال پيشرس و برخوردارى از نيروى قريحه و استعداد ذاتى و آزادى فكر خداداده‌اش - يك شبه ره صد ساله رفته و با ديدهء نهان‌بين ، بىپرده مبدأ غيب را در پرده‌هاى خلقت ديده ، قلبى پاك و ضميرى تابناك داشته و در روزگارانى آشفته - مشعل دانش و آزادگى و دين و مروّت را فروزان نگاه داشته و در ميان ابرهاى تيره و طوفان‌هاى حوادث آن را به پيش برده و خالصانه و ژرف به انسان حرمت و احترام گذارده و از ديدن آدميان مضطرب و از خود بيگانهء گرداگرد خود ، رنج برده و ستم انسان بر انسان را فاجعه‌يى أسفبار تلقّى كرده و راه خويش را به سوى سر منزل مقصود تا وصول به مقام قرب به معبود پيموده و بدان مقام بلند از علوّ لطافت جمال و شعشعهء جلال و اوج كمال پاى نهاده است كه صعود بر آن با نردبان عقايد موروث و يا آموخته‌هاى مكتسب مرسوم ، ميسّر نيست . اكنون چنان كه از ترجمهء احوال او در صحايف آتى بر مىآيد - زندگى نامهء جمال الدّين محمّد به صورت برشى پر شاخ و برگ از فشردهء مدنيّت و فرهنگ و آداب و رسوم و باور داشت‌ها و گوشه‌هايى از طرز زندگانى وى همراه با بيان ويژگىهاى حاكم بر اوضاع اجتماعى و پسندها و ناپسندها و وضع معاشرت مردم و سرّ انحطاط و خواصّ روحى و فكرى و اخلاق ستوده و يا عادات ناستودهء مردم شهر تاريخى اصفهان در ساليانى دراز پيش از اين - درآمده است به گونه‌يى كه مطالعهء حوادث و رويدادهاى آن در قلمرو اطلس رويدادها و وقايع تاريخى و سرشار از خشونت مداوم كه در آن همواره براى مقهور كردن اراده‌ها از قدرت استفاده گرديده است - آشكار مىسازد كه در طىّ آن أعصار - عشق و احترام به انسان در موارد بىشمار ناديده گرفته شده و انسان كم‌بهاترين چيزها بوده است كه در رهگذر حوادث از بين رفته است و در آن ميان ، جمال الدّين محمّد را كسى مىيابيم كه داراى روحى حسّاس بوده است كه به قراردادهاى اجتماعى و رسم‌هاى گذرا و موسمى و اعتبارى زمان خويش به عنوان دستبندى براى روح بزرگ بشر مىنگريسته و نمايانگر تفكّرى متفاوت با آنچه در جامعهء وى