سيد محمد دامادى

92

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

شاعران سدهء ششم رسم بوده است ، تشكيل مىدهد . مخاطبان اين اشعار ، خاقانى شروانى و مجير الدّين بيلقانى و رشيد الدّين و طواط و اثير الدّين أبهرى و برخى ديگر هستند . از مطالعهء اين منظومه‌ها ، گاه مىتوان به شيوهء نقد و كيفيّت شناخت دقايق شعر و موازين حاكم بر اشعار در آن روزگار نيز پى برد . جمال در انواع شعر با استادى و چيره‌دستى طبع آزمايى كرده و از عهدهء بيان سخن منظوم در قالب قصيده ، غزل ، تركيب‌بند ، قطعه و رباعى خوب برآمده است . محتوا و درونمايهء اشعار او مدح ، رثا ، هجا ، عرفان عابدانه - معانى اخلاقى و مرامى و عبرت‌آموز ، طيبت و مزاح و چيستان است : من گَهِ مدح ، آفتابِ نور فشانم * من گهِ هجو ، آسمانِ مردم خوارم شهد چشاند به مدح ، لفظِ چو نوشم * زهر فشاند به هجو ، كِلِك چو مارم اشرف و وطواط و انورى سه حكيم‌اند * كز سخنِ هر سه ، شد شكفته بهارم رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ اگر تو نگويى * خادمت اين هر سه شخص راست چهارَم ( 103 ) او توجّه خاصّى به سبك و شيوهء سخن « مسعود سعد سلمان » دارد و خود را در قوّت طبع و جز الت لفظ با « مسعود سعد » برابر نهاده است : من بدين طبع و اين جز التِ لفظ * راست ، مسعودِ سعدِ سلمانم ( 104 ) همچنين مسعود سعد و زندگانى اندوهبار او را ، مظهر كامل تجلّى سرنوشت انسان در قرن ششم هجرى در ايران مىشناسد و مىگويد : اگر حكايتِ مسعودِ سعد و قلعهء ناى * شنيده‌يى كه در آن بود سال‌ها مأخوذ به چشمِ عقل نظر كن أيا پسنديده * زمانه ، قلعهء نايست و ما ، در آن مسعود ( 105 ) او همچنين در مقام مفاخره ، خود را در شاعرى بر عنصرى ، راجح مىشناسد :