الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

158

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

حياء و شرم آنحضرت از حياء و شرم بانوى پاكدامن در پشت پرده حجاب ، بيشتر بود ، هرگاه او چيزى را نمىپسنديد ما اين مطلب را از قيافهء آن بزرگوار مشاهده مىكرديم ، آنحضرت چهرهء نرم و پر مهر و خندان داشت ، و بر اثر حياء و شرم و كرامت نفسى كه داشت به هيچكس سخنى ناهموار نمىگفت ، و وقتى از ناحيهء شخصى به او سخن ناپسند گفته مىشد ، نمىفرمود كه چرا فلان شخص به من چنين گفت ، بلكه مىفرمود : چرا اين اقوام ، كردار و گفتار اين چنين دارند ؟ ، او مردم را از كارهاى زشت برحذر مىداشت ، ولى نام آنها را فاش نمىساخت . در روايت آمده : از حياء او اينكه : به چهرهء كسى نگاه طولانى نمىكرد ، و هرگاه در تنگناى سخن ناروا قرار مىگرفت ، با كنايه و اشاره ، آن را مطرح مىكرد . حسن خلق پيامبر ( ص ) از روايات صحيح بدست مىآيد كه امير مؤمنان على ( ع ) در وصف پيامبر ( ص ) مىفرمود : « پيامبر سخاوتمندترين ، و شجاعترين و راستگوترين و با وفاترين ، و دلسوزترين همهء انسانها بود ، و از گرامىترين قبيله برخاست ، كسى كه براى اوّلين بار او را مىديد ، تحت الشّعاع شكوه او مىشد ، و كسى كه با او مصاحبت مىكرد و آنحضرت را مىشناخت ، او را دوست مىداشت ، هيچ انسانى قبل از او بعد از او ديده نشده كه در كمالات انسانى نظير او باشد » . و شاعر ، چه نيكو سروده : فما تطاول آمال المديح الى * ما فيه من كرم الاخلاق و الشّيم و كلّ آى اتى الرّسل الكرام بها * فانّه اتّصلت من نوره بهم فانّه شمس فضل هم كواكبها * يظهرن انوارها للنّاس فى الظّلم يعنى : « ستايشگر را ياراى آن نيست كه از وسعت اخلاق نيك پيامبر ( ص ) سخن بگويد ، هر معجزه‌اى كه رسولان گرامى صاحب آن شدند در پرتو نور پيامبر