الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

159

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

اسلام ( ص ) به آنها پيوسته است ، چرا كه پيامبر اسلام ( ص ) خورشيد آسمان فضيلت است ، و ساير پيامبران ، ستارگان آن آسمان هستند ، كه آن ستارگان ، نورهاى آن خورشيد را آشكار مىسازند و تاريكيهاى پيرامون انسانها را به روشنائى تبديل مىنمايند » . حكيم نظامى گويد : اى ختم پيامبران مرسل * حلواى پسين و ملح اوّل اى خاك تو توتياى بينش * روشن به تو چشم آفرينش اى سيّد بارگاه كونين * نسّابهء شهر قاب قوسين اى صدر نشين عقل و جان هم * محراب زمين و آسمان هم اى شش جهت از تو خيره مانده * بر هفت فلك جنيبه رانده سر خيل توئى و جمله خيلند * مقصود توئى همه طفيلند سلطان سرير كائناتى * شاهنشهء كشور حياتى اى كنيت و نام تو مؤبّد * بو القاسم و احمد و محمّد ( ص ) از اخلاق محمّد ( ص ) دانشمندان و سيره نويسان در شأن اخلاق پيامبر ( ص ) مىگويند : او با مردم انس مىگرفت و بزرگ هر قوم را گرامى مىداشت و او را سرپرست آن قوم قرار مىداد ، و مىفرمود : « هرگاه بزرگ قومى نزد شما آمد ، او را احترام كنيد » . آنحضرت در حفظ آنها مىكوشيد و مردم را از آزار به آنها بر حذر مىداشت ، با نگاه تند و خشن به آنها نمىنگريست ، نسبت به اصحاب خود مهربان بود ، و نصيب هر يك از آنها را بطور عادلانه به آنها مىپرداخت ، به طورى كه هيچيك از همنشينان او گمان نمىكردند كه ديگرى در نزد رسولخدا ( ص ) گرامىتر است ، هرگاه شخصى همنشين او مىشد ، او همچنان صبر مىكرد تا همنشينش برخيزد و برود ، هر كس كه از او تقاضا مىكرد ، جواب مثبت به او مىداد ،