الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

135

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

ماجراى هجرت رسول خدا ( ص ) پيامبر ( ص ) در سال چهاردهم بعثت در سن پنجاه و چهار سالگى از مكه به مدينه هجرت كرد ، سيد جعفر برزنجى در رسالهء مولوديّهء خود در اين باره سخنى دارد كه خلاصه‌اش اين است : وقتى كه ابو طالب در سال دهم بعثت از دنيا رفت ، مصيبت بزرگى براى مسلمين پديدار شد ، و بعد از سه روز ، وفات حضرت خديجه ( س ) پيش آمد ، مصيبت چند برابر شد ، در اين هنگام مشركين قريش در آزار رسانى به رسول اكرم ( ص ) جرئت بيشترى پيدا كردند و هر گونه مىخواستند به آنحضرت آسيب مىرساندند . پيامبر ( ص ) به طائف رفت و قبيلهء ثقيف را به اسلام دعوت كرد ، آنها بردگان و ابلهان خود را وادار كردند كه به آنحضرت ناسزا گفتند و وجود نازنينش را سنگباران كردند ، به گونه‌اى كه كفش‌هايش از خون ساق پايش ، رنگين شد . پيامبر ( ص ) كه محزون بود به مكّه بازگشت و در مسير راه از خدا خواست كه دشمن را به هلاكت برساند . . . سپس پيامبر ( ص ) در موسم حج ، اسلام را بر قبائل عرضه كرد و مردم را به اسلام دعوت نمود ، شش نفر از انصار به او ايمان آوردند ، و دوازده نفر از آنها كه در