الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )
136
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )
مراسم حجّ شركت نموده بودند مخفيانه با پيامبر ( ص ) بيعت نمودند ، سپس به مدينه باز گشتند و بذر اسلام را در دلهاى مردم مدينه كاشتند و شهر مدينه را براى ورود پيامبر ( ص ) آماده ساختند ، هفتاد نفر يا هفتاد و سه و يا هفتاد و پنج نفر با دو نفر زن از دو قبيلهء اوس و خزرج به حضور پيامبر ( ص ) آمدند و با او بيعت كردند ، پيامبر ( ص ) دوازده نفر از افراد برجستهء آنها را به عنوان نقيب ، و نمايندهء خود بر آنها ، تعيين كرد ، پيامبر ( ص ) همراه جمعى از مسلمين به سوى مدينه هجرت كردند ، و از وطن و كاشانهء خود به خاطر پاداشهاى الهى كه براى هجرت كنندگان از كفر به اسلام معيّن شده ، بريدند و به سوى مدينه ره سپردند . تصميم خشن قريش قريشيان از گرايش گروهى از مردم مدينه به اسلام و رفت و آمد آنها به مكّه و تماس آنها با پيامبر ( ص ) احساس خطر كردند و با خود گفتند اگر اين وضع ادامه يابد ، ممكن است پيامبر ( ص ) و اصحاب خود به سوى مدينه بروند و در آنجا اسلام را گسترش دهند . آنها بىدرنگ با هم به مشورت پرداختند ، و هم رأى شدند كه رسول اكرم ( ص ) را به قتل برسانند . خداوند پيامبرش را از نيرنگ دشمن نجات داد ، و به او فرمان داد كه هجرت كند . مشركان در اطراف خانهء پيامبر ( ص ) اجتماع كرده بودند تا به گمان خود آنحضرت را بكشند . پيامبر ( ص ) از خانه بيرون آمد و مقدارى خاك بر روى آنها پاشيد ، و آنها از جريان غافل شدند ، و پيامبر ( ص ) از خانه دور شد و به سوى غار ثور ( كه در هفت كيلومترى مكه در ناحيهء جنوب مكّه قرار داشت ) حركت كرد ، سه روز در آن غار پنهان بود ، سپس با كمال اطمينان خاطر رهسپار مدينه شد .