الشيخ عباس القمي ( مترجم : محمد محمدى اشتهاردى )

117

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيرت پيامبر اعظم و مهربان ) ( فارسى )

ابو طالب : او برادر زادهء من است ، آن هنگام كه مادرش به اين پسر حامله بود . پدرش از دنيا رفت . راهب : راست گفتى ، به وطن خود ( مكّه ) برگرد ، و وجود اين پسر را از گزند يهود ، حفظ كن ، سوگند به خدا اگر يهوديان اين پسر را بنگرند و او را مانند من بشناسند ، به او آسيب سخت مىرسانند ، اين پسر داراى مقام بسيار ارجمندى است . ابو طالب پس از تجارت ، با شتاب ، محمّد را به مكّه باز گردانيد . * * * ماجراى ازدواج پيامبر ( ص ) با خديجه ( س ) : پيامبر ( ص ) در بيست و پنج سالگى با حضرت خديجه بنت خويلد ( س ) ازدواج كرد ، در اين هنگام خديجه ( س ) چهل سال داشت . مرحوم شيخ كلينى به سند خود از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : هنگامى كه پيامبر ( ص ) خواست با خديجه ( س ) ازدواج كند ، عمويش ابو طالب با آل خود و جمعى از قريش نزد « ورقه بن نوفل » عموى خديجه ( س ) رفتند ، آنگاه ابو طالب سخن آغاز كرد و خطبه‌اى به اين مضمون خواند : « حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه پروردگار كعبه است ، و ما را از زرع ابراهيم و ذريّه اسماعيل ( ع ) قرار داد ، و ما را در حرم امن و امان جاى داد ، و ما را حاكم مردم ساخت و بركت داده است ما را در اين شهرى كه در آن سكونت داريم . پس بدانيد پسر برادرم محمد ( ص ) را با هيچيك از قريش نمىسنجند ، مگر آنكه با آنها برترى دارد ، و مقام هيچ مردى را با او قياس نمىنمايند ، مگر آنكه مقام آنحضرت بالاتر است ، او در فضائل انسانى ، همتائى ندارد ، هر چند داراى ثروت اندك است ، ولى مال و ثروت عطائى است از جانب خداوند آن را به اندازهء نياز انسانها مقدّر نموده است ، و همچون سايه‌اى است كه زايل مىشود . حضرت محمد ( ص ) به خديجه ( س ) علاقمند است چنان كه خديجه ( ع ) به آنحضرت علاقمند مىباشد ، ما به حضور تو براى خواستگارى خديجه ( س ) براى