محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

51

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

به اعزام گروههاى گشتى مسلمان پرداخت . در همين سال و در ماه ربيع الاوّل رسول خدا ( ص ) ابو عبيدهء جراح را در رأس چهل نفر پياده به سوى ذى القصّه فرستاد و آنان تا آن ناحيه پيش رفتند ، اما افراد ساكن در آنجا به قلّهء كوهها پناه برده بودند و بدين ترتيب ابو عبيده فقط توانست يك نفر از آنان را اسير كند و به حضور رسول خدا ( ص ) بياورد . همچنين در همين سال پيامبر اكرم ( ص ) زيد بن حارثه را به سوى بنى سليم فرستاد و در آنجا زنى از مزينه به نام حليمه آنان را به يكى از محلّه هاى بنى سليم رهنمون شد و مسلمانان نيز بدانجا رفتند و چند شتر و تعدادى گوسفند به غنيمت درآوردند و مردانى را كه در آنجا بودند به اسارت گرفتند . شوهر اين زن نيز در ميان همين اسيران قرار داشت كه رسول خدا ( ص ) او را به همسرش بخشيد و هر دو را آزاد كرد . در همين سال و قبل از ماجراى حديبيّه رسول خدا ( ص ) اموالى از قريش كه از جملهء آنها اموال ابو العاص بن ربيع نيز بود در اختيار گرفت . ابو العاص بن ربيع شوهر زينب دختر رسول اكرم ( ص ) بود كه قبلا به اسارت مسلمانان درآمده و پيامبر ( ص ) او را بدون دريافت فديه و تنها در مقابل اين شرط كه زينب را به آن حضرت برگرداند او را آزاد كرده بود . او پس از آن كه همراهانش به قتل رسيدند و اموال آنان مصادره شد به مدينه گريخت و در آنجا به زينب كه در اين زمان در مدينه و نزد پدرش به سر مىبرد پناه برد و او نيز وى را پناه داد و پيامبر ( ص ) نيز اين پناهندگى را مورد پذيرش و ابو العاص را مورد اكرام و گراميداشت قرار داد آنگاه فرمان داد هر كس چيزى از اموال اين كاروان در اختيار دارد آن را برگرداند و همه اموالى را كه در اختيار داشتند برگرداندند تا جايى كه هيچ چيزى از اموال اين كاروان مفقود نشد . ابو العاص نيز آن اموال را به مكّه برد و امانتهايى را كه در آن كاروان از ديگر مردم در اختيار داشت و ساير اموال موجود در كاروان را به صاحبان آن برگرداند و پس از آن مسلمانى