محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
44
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
وفادار باشد ، چرا كه وفاى به پيمان به خودى خود يك ارزش است و علاوه بر اين خداوند مىفرمايد : « وقتى پيمانى بستيد به پيمان خدا وفا كنيد و سوگندهاى خود را پس از آن كه مؤكّد ساخته و خداوند را بر آن گواه قرار داده ايد نشكنيد » . « 21 » هر چند رسول خدا ( ص ) به پيمان خود وفادار بود و به اجراى مفاد آن مى پرداخت ، اما برخى از مؤمنان در پايبندى مشركان به آن ترديد داشتند كه رسول خدا ( ص ) به آنان فرمود : « شما به پيمان خود با آنان وفادار باشيد و در مقابل آنان از خداوند يارى بجوييد » . اما در عين حال برخى از مسلمانان با بى اعتمادى به اين پيمان مىنگريستند و تنها به عنوان اطاعت از خدا آن را پذيرفته بودند . براى اين گروه تحمل دو مسأله سنگينى مىكرد : الف : اين كه نتوانسته بودند به زيارت كعبه نائل شوند در حالى كه محرم شده بودند و علاوه بر اين در شرايطى كه قريش از توان لازم براى رويارويى با آنان برخوردار نبود ، داراى چندان توانى بودند كه مىتوانستند به وسيلهء آن به زور وارد مكّه شوند . همين امر سبب آن شده بود كه آن سان كه گفته ايم در پاسخ دادن به دعوت رسول خدا ( ص ) براى بيرون آمدن از احرام به وسيلهء حلق يا تقصير از خود كندى نشان دهند . ب : اين كه قريش در تحميل شرايط صلح و در هنگام نوشتن پيمان مربوط به آن بيش از حد سختگيرى و به مسلمانان ستم روا داشته بودند . در اين ميان سخت ترين شرط آن بود كه هر كس به عنوان مسلمان از مكّه بگريزد و بر پيامبر ( ص ) وارد شود پيامبر او را نپذيرد و او را به اولياى خود برگرداند و در مقابل هر يك از مسلمانان مرتد شود و به مكّه برود آنان مجبور نيستند وى را به مسلمانان برگردانند . ظاهر اين شرط حاكى از فريب خوردن پيامبر ( ص ) بود ، چرا كه در آن مساواتى به نظر نمى رسيد . اما اگر واقع بينانه به بخش دوّم اين بند از پيمان يعنى باز
--> ( 21 ) - نحل / 91 .