محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
45
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
نگرداندن مسلمان مرتد از سوى قريش نظرى بيفكنيم در آن هيچ ضررى بر اسلام و هيچ خسارتى براى مسلمانان نخواهيم يافت ، زيرا مسلمانان چه نيازى به فردى مرتد و سرگردان دارند ؟ بگذار چنين كسى كه پذيرفته است منافق بماند و با پيوستن به صفوف منافقين ستون پنجمى عليه پيامبر ( ص ) و مسلمانان باشد به جاى آن كه خارى در پاى مسلمين باشد هر جا مىخواهد برود . امّا نسبت به بخش اول اين بند يعنى بازنگرداندن مسلمانانى كه از مشركان گريخته اند ، هر چند تحمّل آن - بسيار سنگين بود - بويژه هنگامى كه ابو جندل را ديدند كه غل و زنجير به همراه خود كشيده و به ميان مسلمانان آمده است و هر چند پذيرش آن در ظاهر كارى بسيار طاقت فرسا بود مگر براى مؤمنان راستين . در هر حال ، اجراى آن در عمل به نتايجى انجاميد كه به زيان مشركان تمام شد و هيچ ضررى را متوجّه مسلمانان نساخت تا اينكه مشركان كه اين شرط از جانب آنها و به سود آنها در پيمان صلح گنجانده شده بود خواهان لغو آن شدند . اينك نمونه اى از موارد اجراى اين پيمان بويژه بند مورد بحث آن را آن گونه كه در كتب سيره و احاديث صحيح آمده است مىآوريم : اوّلين كسى كه بند مورد بحث از پيمان حديبيّه در مورد او اجرا شد فردى به نام ابو بصير عتبة بن سيد بن جاريه بود . وى قبلا در مكّه اسلام آورده و توانسته بود از زندان بگريزد و قصد پيوستن به رسول خدا ( ص ) در مدينه كند . پس از اين ماجرا برخى از مشركان براى پيامبر ( ص ) نامه نوشتند و خواهان آن شدند كه پيامبر به موجب اين بند از پيمان وى را به آنها تسليم كند . آنان دو نفر از مشركان را يكى از مردان بنى عامر بن لؤى به همراه غلام خود - به همين منظور به مدينه فرستادند . آن دو در حالى كه ابو بصير نيز نزد رسول خدا ( ص ) بود به حضور آن حضرت رسيدند و در پى آن پيامبر ( ص ) به ابو بصير در حضور آن دو فرمود : « اى ابو بصير ما پيمانى به اين مردم سپردهايم كه خود مىدانى و اينك براى ما در دينمان فريب و