محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

31

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

را ابراز مىدارند آميخته به تعارف و يا دوستى با اهل كتاب و مسيحيان مخالف با مسلمانان است پنداشته‌اند - اهل كتاب نيز كافراند زيرا هم مسيحى به رسول خدا محمد ( ص ) و نيز به آنچه بر او نازل شده و نيز به يگانگى خداوند اعتقاد ندارد و هم يهودى به قرآن كريم و به پيامبر الهى محمد ( ص ) كافر مىباشد . خداوند هم در قرآن كريم از اهل كتاب به عنوان كافر ياد كرده است ، آنجا كه مىفرمايد : « آنان هم كه گفتند خداوند يكى از سه [ اقنوم ] است كافر شدند » و يا مىفرمايد : « كافران از اهل كتاب رها نخواهند شد » . « 5 » بنابراين ، كسانى كه ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان را جايز مىدانند از چهار چوب اسلام خارج شده‌اند ، زيرا آنان قرآن كريم و حقيقتى را مورد انكار قرار داده‌اند كه از ضروريّات دين و از مسائل مورد اجماع فقهاى اسلام است . ب : جايز نيست مرد مسلمان با زن مشرك ازدواج كند و اگر زن مشركى داشته باشد بايد او را طلاق دهد . به همين دليل نيز عمر با نزول آيات حاكى از اين مهم دو زن مشرك خود را طلاق داد ، چرا كه قرآن كريم مىگويد : « وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ » « 6 » يعنى اگر ميان شما و زنان كافر پيمان ازدواجى وجود داشته ، آن پيمان را باقى مگذاريد . كلمه « كوافر » [ بر وزن منابع ] كه در اين آيه آمده است جمع كلمهء « كافره » به معنى زن كافر است و نه جمع كافر به معنى مرد كافر ، چرا كه اسم فاعل مذكر دال بر عاقل بر وزن فواعل جمع بسته نمىشود ، ولى همين وصف در صورتى كه مؤنث باشد بر وزن فواعل جمع بسته خواهد شد مثل فاطمه و قافله كه به صورت فواطم و قوافل جمع بسته مىشود . در اين آيه مراد از زنان كافر زنان مشرك است و شامل زنان اهل كتاب نمىشود تا بدين ترتيب آيهء تحريم سورهء ممتحنه كه از آن بحث مىكنيم با اين آيه كه ازدواج با زنان اهل كتاب را مجاز ذكر كرده ، سازگار و قابل جمع باشد ، آنجا كه

--> ( 5 ) بيّنه / 1 . ( 6 ) ممتحنه / 10 .