محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
11
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
جلد سوم فصل بيست و ششم حديبيّه ؛ دورنماى پيروزى نهايى مقدمهء حركت 517 - اسلام در سراسر جزيرة العرب گسترش يافت ، گروه فراوانى به آن گرويدند و بسيارى نيز از آن آگاهى يافتند . گروهى از اعراب مؤمن شدند ، گروهى تنها به نام اسلام بسنده كردند و ظاهرا اعلام مسلمانى كردند هر چند كه به آن ايمان نياوردند و بالاخره گروهى همچنان به شرك خود باقى ماندند . اما قدرتى كه مسلمانان بدان دست يافته بودند و هيبتى كه براى آنان به وجود آمده بود آنان را كه به شرك خود باقى مانده بودند وادار مىساخت به آيين يگانه پرستى و رسالت محمد ( ص ) بعنوان يك پديدهء داراى موقعيّت و منزلت بنگرند كه شايستهء آن است در آن انديشه و تأمل كنند نه آن كه بى هيچ تفكر و تأمّلى در همان وهلهء نخست به رد و انكار آن بپردازند . به عبارتى ديگر اكنون ترديدهايى در مورد بت پرستى و مشروعيّت آن به دلهاى آنان راه يافته و اين در حالى بود كه پيش از اين على رغم بت پرستى با خدا و نام و صفات او آشنايى داشتند و بدين ترتيب ترديد آنها در مشروعيّت بتهايشان پاى نهادن به راهى بود كه سرانجام آنان را به ايمان و به دين فطرت مىرساند .