محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
42
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
عهدنامه و لغو مفادّ آن بر آوردند و چنان اصرارى بر اين خواسته از خود نشان دادند كه ابو جهل و امثال او ناگزير شدند با تحمّل نكوهش و با سر شكستگى آنجا را ترك گويند . پيامبر ( ص ) نيز بعدها اين موضع را مورد قدرشناسى قرار داد ، چه ، محمد ( ص ) مردى بود كه گذشتههاى آكنده از بزرگوارى و نيكى را از ياد نمىبرد . او همچنين بر آن مصمّم شده بود تا پاداش شايستهاى در مقابل اين موضع قابل تقدير به وى دهد ، چه وفادارى ، خلق و خوى محمّد ( ص ) و خلق و خوى اسلام بود . رسول خدا ( ص ) چنين آرزو داشت ابو البخترى نيز به سان ديگر برادران خود كه ، اسلام آوردند و دو نيكى را از آن خود ساختند ، اسلام بياورد ، اما او اسلام نياورد و همچنان بر شرك خود باقى ماند . هنگامى كه به پيامبر ( ص ) اطّلاع رسيد كه وى در ميان ديگر مشركان روانه جنگ بدر شده است ، به مسلمانان سفارش فرمود چنانچه كسى او را ببيند و به وى دست يابد او را نكشد . اتّفاقا در طىّ اين نبرد يكى از مسلمانان در حالى كه وى با يكى از دوستان مشرك خود همراه بود با او برخورد كرد و با مطرح كردن توصيهء رسول خدا ( ص ) به مسلمانان براى او از كشتن او و درگير شدن با او خوددارى ورزيد ، ليكن در اينجا نيز مروّت و جوانمردى ! ابو البخترى به وى اجازه نداد خود بتنهايى جان سالم بدر برد و دوستش كشته شود . به همين سبب به آن مسلمان گفت : « يا اين كه هر دو كشته مىشويم ، يا هر دو نجات مىيابيم » . در پى اين سخن ابو البخترى ، آن مجاهد مسلمان او را به قتل رساند و كاش چنين نكرده بود ! به گمان من اين مسلمان مجاهد با سفارش رسول خدا ( ص ) مخالفت ورزيد ، چرا كه آن حضرت فرموده بود هيچكس متعرّض او نشود و او را نكشد . از ديگر سوى مانعى نيز وجود نداشت كه آن مسلمان از كشتن ابو البخترى و دوستش خوددارى ورزد . حتى من چنين گمان مىكنم كه بهتر بود آن مسلمان براى اجراى