محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
35
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
ساختند كه همانگونه كه از شرافت عموزادگى با بنى هاشم بهره برده بودند به درد و رنج آنان نيز شركت كنند . ما چنين تصوّر نمىكنيم كه همهء افراد و تيرههاى قريش با درك و انگيزهاى درونى بر محاصره و قطع رابطه با بنى هاشم همدست شده بودند ، چرا كه ، در طىّ دوران محاصره [ به همين سبب ] همه دوستيها از ميان نرفت و همه پيوندها از هم نگسست . به عبارت ديگر اگرچه در هنگام غلبه خشم و كينه و مخالفت با عقيدهء تازه رسول خدا و نيز در راستاى انديشهء نادرست نگهداشتن آنچه پدران بر آن بودهاند ، همه يا بيشتر آنان تحت تأثير غيرت جاهلى و غيرت مبتنى بر بتپرستى به نداى تحريم پاسخ مثبت دادند ، امّا معنى اين امر آن نيست كه همهء آنان در باطن هم دل به اين دعوت گناهآلود سپرده بودند ، بلكه چه بسا برخى از كسانى كه اين دعوت را ظاهرا پذيرفتند تنها موافقتى لفظى ابراز داشتند و يا تحت تأثير جريانى گذرا و آنى اعلام موافقت كرده بودند كه چنين پيمانى سست و ناماندنى است و به فراموشى سپرده مىشود پس از آن ، اصل آنچه در دل است باقى مىماند . اين مهم از دوستى ديرين ميان تيرههاى گوناگون اين قبيله و از محبّتى نشأت مىگرفت كه آنان را به همديگر پيوند مىداد ، هر چند آيين و گرايشهاى آنان تفاوت داشته و يا عقيدهء آنان از هم دور باشد ، چه اين پيوندهاى ديرين ، دور را نزديك مىسازد و راه را بر بىمهرى و قطع رابطهاى مستمر مىبندد . قطع رابطه با بنى هاشم و تحريم آنها دلهاى مهربان و بار خرد را به سوى اسلام كشاند و ستمگرى باطل عليه پيروان حق و نيز اين حقيقت را روشن ساخت كه چون صاحبان باطل در اقامه برهان ناتوان و درمانده شوند بر سختگيريهاى خود مىافزايند و از ديگر سوى چون مردم در سرتاسر سرزمينهاى عربى خبر اين تحريم را بشنوند از سبب آن آگاهى مىيابند و در آن باره به گفتگو مىپردازند و دستاندركاران اين تحريم را به زيادهروى و ستم محكوم مىكنند و بدين ترتيب حقيقت اسلام و دعوت اسلامى در ميان مردم پخش و منتشر مىشود . اين در