محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

34

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

[ تناسب و درستى كار ابن اسحاق ] است كه شافعى مىگويد : هركس تاريخ فتوحات اسلامى [ و سيرهء پيامبر ] را بخواهد ، بر سر سفرهء ابن اسحاق خواهد نشست » . « 17 » بنابر اين شاهد آنيم كه رسول خدا ( ص ) حتّى در طى سالهاى محاصره دعوت خويش را ادامه مىدهد ، به فرمان پروردگار خويش فرياد بر مىآورد ، سست نمىشود ، كوتاهى نمىكند و گرسنگى و برهنگى نه در عزم راستين او خللى وارد مىآورد و نه او را سست مىكند و وى همچنان ادامه مىدهد و با قدرت و عزمى راستين مىگويد : « من هشياردهندهء برهنه‌ام » . بدين وصف اگرچه قريش آزارها را به اوج خود رسانده ، از آزارهاى فردى به آزارهاى گروهى و از آزار مؤمنان به آزار همه خويشان ، نزديكان و دوستانى كه در كنار آنان قرار گرفته‌اند روى آورده بودند ، امّا رسول خدا ( ص ) هيچ اعتنايى به همهء اينها نكرد ، چه او از جانب پروردگار جهانيان تأييد مىشد . تلاش براى شكستن پيمان محاصره 274 - گاه رساندن سختگيرى و آزار به آخرين درجه ممكن به برانگيختن نوعى مهربانى و دلسوزى مىانجامد ، چه ستمديده صابر و منادى حق كه هيچ دليلى براى وارد آوردن آن همه ستمها فرياد برانگيز از سوى دشمنان به خود نمىبيند ، گاه چشمه‌هايى از مهرورزى و دلسوزى ايجاد مىكند و اين چشمه‌ها در دل ستمگر و يا آن كه خود مستقيما دست به ستم‌آلوده است بر مىجوشد . در اين ماجرا نيز قريش بر عموزادگان خود از بنى هاشم و بنى مطلّب ستم روا داشت . اين در حالى بود كه بنى مطلب پذيرفته بودند كه درد و رنج عموزادگان خود يعنى بنى هاشم را ميان خود تقسيم كنند ، چرا كه گرفتارى آنان در رنج و درد با غرور قوميّت آنان سازگار نبود و به همين سبب خود را بدان متعهّد

--> ( 17 ) - البداية و النهاية ، ج 3 ، ص 95