محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

30

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

بر اساس آنچه به ما رسيده روزى رسول خدا ( ص ) در مسجد الحرام با وليد بن مغيره نشست . در اين ميان نصر بن حارث نيز آمد و به جمع آنان كه تنى چند از مردان قريش را در خود جاى داده بود پيوست . پس رسول خدا ( ص ) به سخن گفتن پرداخت و نصر بر او انتقاد و ايراد وارد ساخت ، اما آن حضرت به وى پاسخ گفت و ايراد او را رد كرد و سپس بر او و ديگران اين فرمودهء خداوند را تلاوت فرمود كه : « شما و آنچه در مقابل خداوند مىپرستيد همه هيزم جهنميد و بدان در خواهيد آمد [ حال آن كه ] اگر اين بتان خدايانى بودند ، به آتش در نمىآمدند با آن كه همه بتان و بت‌پرستان پيوسته در آتشند و آنان را آه و ناله‌اى است اما ايشان نمىشنوند » . « 11 » سپس رسول خدا ( ص ) برخاست [ و رفت ] . پس از آن عبد اللّه بن زبعرى سهمى آمد و در آنجا نشست . در اين هنگام ، وليد بن مغيره به او گفت : « به خداوند سوگند ، لحظاتى پيش ، نصر بن حارث در مقابل پسر عبد المطلب [ اشاره به رسول خدا ( ص ) ] هيچ كارى و هيچ اقدامى نكرد و در حالى كه محمد ( ص ) چنين ادعا مىكرد كه ما و آن خدايانى كه مىپرستيم هيزم جهنّميم [ او هيچ پاسخى در مقابل وى نداد ] » . عبد اللّه بن زبعرى با شنيدن سخنان دوستش گفت : « به خداوند سوگند ، اگر محمد ( ص ) را مىيافتم در مخاصمه با او دليل اقامه مىكردم . اينك از او بپرسيد آيا هر آنچه در مقابل خداوند مورد پرستش قرار گيرد به همراه پرستشگران خود هيزم جهنم خواهد بود ؟ اگر چنين است ، ما فرشتگان را نيز مىپرستيم ، يهوديان عزير را مىپرستند و مسيحيان عيسى ( ع ) را مورد پرستش قرار مىدهند » . وليد و ديگر كسانى كه با او همراه بودند از گفته‌هاى ابن زبعرى شگفت زده شدند و ديدند كه چگونه وى در مقابل پيامبر دليل اقامه كرده و به مجادله پرداخته است .

--> ( 11 ) - انبياء / 100 - 98 .