محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
27
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
چارهاى براى مقابله با ابو جهل وجود نداشت مگر آن كه مورد ضرب و شتم قرار داده شود . لذا ، ابو البخترى استخوان شانه شترى برداشت و بر سر ابو جهل زد و آن را شكافت و وى را زير لگدهاى خود گرفت از ديگر سوى ، حمزة بن عبد المطلّب نيز اين ماجرا را مشاهده مىكرد و اين در حالى بود كه مشركان دوست نداشتند خبر اين ماجرا به رسول خدا ( ص ) و بنى هاشم برسد و در نتيجه آنان را مورد شماتت قرار دهند . به هر حال طىّ سالهاى محاصره با چنين شيوههايى موادّ غذايى به محاصرهشدگان مىرسيد . علاوه بر كسانى كه گفتيم گروهى ديگر نيز در ميان امضاكنندگان عهدنامه وجود داشتند كه از اجراى آن ناخشنود و در انتظار به پايان رسيدنش بودند . البته گفتنى است كه همهء اينها چارهساز آن مشقّتها و سختيهاى فراوانى نمىشد كه بنى هاشم و بنى مطلّب از قوم خود كشيدند و رسول خدا ( ص ) نيز با تحمّل آنها گرفتارترين مردم به اين سختيها و صبورترين همه در مقابل آن بود . پيامبر به دعوت ادامه مىدهد 272 - اگرچه محاصرهء اقتصادى رسول خدا ( ص ) و خاندان او را در تنگناى زندگى و از يك زندگى آسان و بىرنج و مرارت محروم ساخته و راههاى رسيدن رزق و روزى لازم را بر آنان بسته بود ، اما هرگز نتوانست او را از دعوت به اسلام باز دارد و او همچنان شب و روز به پايدارى پيگيرى دعوتش عليرغم همه تنگناهاى معيشتى بود و تا زمانى كه به اين فرمان الهى جامهء عمل مىپوشاند كه « بدانچه بدان امر شدهاى بانگزن و از مشركان روى برتاب » « 8 » ، نه خسته و درمانده مىشد و نه ملول و دلآزرده ، آرى او از مشركان روى برتافته بود و دعوت به سوى خداوند را
--> ( 8 ) - حجر / 94 .