محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
25
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
لجاجت بر كفر ، قريش را بدانجا رساند كه براى كشتن محمد ( ص ) تلاش كند و در اين راه به پيش رود ، بىآن كه به فرجام چنين كارى و به موقعيّتى بينديشد كه در صورت وقوع چنين امرى و نيز قيام بنى هاشم به خونخواهى آن حضرت در آن گرفتار مىآمد . شايد همين جا نقطهء آغاز اين تفكّر بود كه [ با گماشتن افرادى از قبايل مختلف براى اجراى اين نقشه ] مسؤوليت ريختن خون رسول خدا ( ص ) را در ميان قبايل متفرّق سازند ، بدين ترتيب كه آن گماشتگان همه با هم ضربتى واحد بر او وارد آورند تا در اين صورت - البته به گمان آنان - ديگر بنى هاشم راهى براى انتقام گرفتن نداشته باشد و در نتيجه به اين امر تن در دهد و آنان نيز بدينگونه آسوده خاطر شوند ، چرا كه در چنين صورتى با به قتل رساندن صاحب دعوت اسلامى آن را ريشهكن كردهاند . اما از سويى ديگر محمد ( ص ) نيز تنها با يارى جستن از خداوند به استقبال اين انديشهء نكوهيده مىرود و در اين ميان عموى بزرگوار او [ ابو طالب ] بار سنگين حمايت از او را بر دوش مىكشد و هرگونه تهديد و يا آزار را تحمّل مىنمايد و براى حفاظت از رسول خدا ( ص ) با هر وسيلهء ممكن تلاش مىكند تا آنجا كه حتى او را در بستر خويش مىخواباند خود در بستر او مىرود و آنچه را ممكن است رخ دهد پذيرا مىشود و خود را آمادهء فدا كردن جان خويش براى آن حضرت مىدارد . اين همه در حالى صورت مىگرفت كه او هنوز [ در ظاهر امر ] بر دين قريش بود و [ به حسب ظاهر ] به دين تازه در نيامده بود ، هر چند آنگونه كه از برخى اشعار او بر مىآيد چنين به نظر مىرسد كه او در پنهان دل خويش به صحّت و درستى اين آيين اعتقاد داشت . علاوه بر آنچه گفته شد از قسمتهاى پايانى داستان فوق چنين بر مىآيد كه بودند در ميان قريش افرادى كه از آنچه بر برادران آنان مىرسيد ، ناخشنود و آزرده خاطر مىشدند . شايد نيز در ميان اين گروه تمايلى براى تصديق رسول خدا ( ص )