محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

60

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

هبل نام داشت در اختيار او قرار دادند و او آن را به مكّه آورد و نصب كرد و مردم را به پرستش آن امر كرد » . عمرو بن لحى پيشواى خزاعه بود و در آن روزگار بنى خزاعه كليد دارى كعبه را عهده‌دار بودند و به همين سبب او قدرت امر و نهى به ديگران را داشت و مردم نيز آنچه را اين خاندان بزرگ مىشمرد بزرگ مىشمردند . اين ، نمونه‌اى است حاكى از مقدّمهء سرايت بت‌پرستى از روميها به اعراب ؛ چه ، بت‌پرستى موجود در شام كه عمرو بن لحى آن را از آن جا به مكه كشاند تنها ، اثرى از بت‌پرستى ، روميان بود . نمونهء فوق ، اين حقيقت را تأييد مىكند كه بت پرستى اعراب ، بيش از هرچيز ناشى از همين سرايت از خارج اين سرزمين بود ، هر چند عوامل ديگرى نيز وجود داشتند كه تأثير اين سرايت را بيشتر مىكرد . اين عوامل - صرف‌نظر از اينكه چيست - رو به فزونى نهاد تا آنجا كه بت‌پرستى در سرزمين عرب و در ميان ذرّيّهء ابراهيم بت‌شكن جاى گرفت . به مرور زمان اين بت‌پرستى بر همه شؤون آنان سايه افكند تا آنجا كه از ابو رجاء عطاردى نقل شده است كه گفت : « ما ، در جاهليت ، هرگاه بتى نمىيافتيم ، مشتى خاك جمع مىكرديم ، مقدارى شير بر روى آن مىدوشيديم و آنگاه در پيرامونش طواف مىكرديم » . با وجود بت‌پرستى خدا را از ياد نبردند . 20 - اعراب شديدا علاقه‌مند بت‌پرستى شدند تا آنجا كه اين پرستش ، جزئى از خرد و ادراك ايشان شده بود و به يارى طلبيدن از سنگها مىپرداختند و چنين مىپنداشتند كه اين بتان خواستهء آنها را برآورده مىسازند . اما با همهء اينها ، اعراب خداوند را كه آفريننده و پديدآورندهء عالم است از ياد نبردند ، آن‌گونه كه خداوند مىفرمايد : « اگر از ايشان بپرسى كه چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است ،