محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

61

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

مطمئنا پاسخ خواهند داد كه خداوند » « 7 » . در اين‌جاست كه بت‌پرستى يونان و روم از بت‌پرستى اعراب جدا مىشود ؛ چرا كه در بت‌پرستى اعراب ايمان به خداوند نيز وجود داشت ، هر چند يگانه‌پرستى نبود ، بلكه آنان چيزهاى ديگرى را نيز همتاى خداوند قرار مىدادند . امّا در ميان يونانيان و روميان نظريه حلول خداوند در بتها يا ارواح و يا در كسى از افراد بشر رواج داشت و در بت‌پرستى آنان ، يادى از خداوند نبود . علّت ماهوى اين تفاوت آن بود كه اصل ، در نظر اعراب توحيد بود ، آنسان كه اين اصل را از اسماعيل و ابراهيم گرفته بودند . بنابراين باقيمانده‌هايى از آنچه ابراهيم و نيز يعقوب به فرزندان خود توصيه كرده بودند در ميان اعراب وجود داشت ، آنگونه كه خداوند در قرآن كريم دربارهء اين توصيه مىفرمايد : « ابراهيم و نيز يعقوب فرزندان خود را توصيه كردند كه اى فرزندان ، خداوند اين دين را براى شما برگزيده است . پس نميريد مگر آن‌كه مسلمان باشيد » « 8 » . مسألهء ديگر در اين ميان ، احترام گذاشتن اعراب به كعبه و بيت الله الحرام بود كه اين را نيز از ابراهيم به ارث برده بودند . عليرغم بت‌پرستى اعراب ، باقيمانده‌هايى از دوران ابراهيم در ميان آنان پابرجاى بود ، از قبيل : بزرگداشت خانهء كعبه ، طواف ، حج ، عمره ، وقوف در عرفات و مزدلفه ، قربانى كردن شتر و تلبيه گفتن در حج و عمره ؛ هر چند آنان امورى را در اين آيينها وارد كرده بودند كه در اصل وجود نداشت . ابن اسحاق در سيرهء خود مىگويد : « كنانه از قريش هنگام تلبيه گفتن براى حج چنين مىگفتند : « لبيك ، پروردگارا لبيك ، هيچ شريكى برايت نيست مگر آنكه خود و هر چه در اختيار دارد ، از آن توست ، بدين‌ترتيب ، اعراب تنها به خداوند لبيك مىگفتند ، اما پس

--> ( 7 ) - لقمان / 25 . ( 8 ) - بقره / 132 .