محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
45
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
كونگ فوتس همان عقايدى را داشت كه چينيان قديم داشتند . اساس عقيدهء چين باستان آن بود كه آنان سه چيز را مىپرستيدند : آسمان ، ارواح مسلّط بر ظاهر اشياء يا ملائكه و بالاخره ارواح پدران . مراد آنان از آسمانى كه مىپرستند اين گنبد آبى رنگ نيست بلكه مقصود آنها افلاك و مدارات آن و نيروهاى كنترل كنندهاى است كه افلاك را در كنترل خود دارد و آنها را در مدارهاى خاص خود به جريان مىاندازد و نيز با ارتباط با زمين ، بادها و باران زمين را مىروياند . پرستش آسمان از سوى مردم چين به سبب اين عقيده بود كه آسمان عالم و زنده است ، بر اساس سيستم دقيق و استوارى حركت مىكند و داراى سلطنت عليا بر عالم است چه ، هرچيز ديگر كه در آن نيرويى حركت بخش وجود دارد ، خود تحت سلطهء آسمان قرار مىگيرد . ظاهر اظهارات آنان اين است كه اين مردم براى هستى ، آسمان و زمين ، قدرتى پديدآورنده و مغاير با آن را تصور نمىكنند كه او تدبير كنندهء آسمان و زمين است و قدرت او عالم را حفظ مىكند و دگرگون مىسازد . به اين ترتيب ، آنان منكر خداوند يكتاى بىهمتاى فرد و صمد محسوب مىشوند و بدينسان ، اساسى كه عقيدهء آنان بر آن بنا شده باطل است . آنان هرگونه تحوّل و تغيير را در عالم بر اساس فهم خود و بر اساس عقيدهء نادرست خويش تفسير مىكنند . بنابراين آنها معتقدند كه عالم دو بخش است : مادّى و معنوى و بخش معنوى است كه بخش مادّى را جهت مىدهد و به حركت وا مىدارد . آنان ، بدينترتيب ، معتقدند كه پديدآورندهء جهان ، از خود جهان است و نه از قدرتى فوق آن . بدينسان ، چينيان قديم به فلسفهء ايونى نزديكند . با آنكه آنان به خداوند يگانهء يكتا و پيراسته از مشابهت با خلق ايمان ندارند ، امّا به قضا و قدر ايمان دارند و ، بر اين عقيدهاند كه اين آسمان است كه حكم و تقدير مىكند و در پندار ايشان ، راه گريزى از حكم آن و رهائيى از سلطنت آن وجود ندارد .