محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
36
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
پاداش انجام دهد و آن پاداش راحتى و آسايشى باشد كه بدان اميد مىرود يا رفع شدّت و گرفتاريى باشد كه از آن بيم مىرود و پرهيز مىشود ، او از آنچه افكار و انديشهها به او نسبت مىدهد مبرّاست چون از اين برتر است كه اضدادى داشته باشد كه خوش ندارد و همتايانى داشته باشد كه دوست بدارد . او به ذات خود داراى علم سرمدى است چه كه علم حصولى علم به چيزى است كه معلوم نبوده حال آنكه هيچ وقت و در هيچ حالتى جهل بر او روا نيست تا در وقت يا حالى پس از آن براى او علم حاصل شده باشد . سپس پرسشگر مىپرسد : آيا جز آنچه يادآور شده براى او صفات ديگرى هست ؟ پاسخ دهنده مىگويد : او داراى رفعت تام در قدر و منزلت است نه در مكان چرا كه او اجلّ از مكان گزيدن است . او خير تام و محض و علم خالص و پيراسته از آلودگى هوى و جهل است . پرسشگر مىگويد : آيا او را به صفت ناطق كلام متّصف مىدانى يا نه ؟ پاسخ مىدهد : اگر عالم است ، ناگزير متكلّم خواهد بود . . . پرسشگر مىگويد : اگر خداوند به سبب علمش متكلم باشد ، پس ميان او و عالمانى كه به خاطر علوم و دانشهاى خود سخن مىگويند چه تفاوتى است ؟ پاسخ مىدهد : تفاوت ميان او و آنان ، زمان است ؛ چرا كه آنان در زمان به چيزى علم يافتهاند و در زمان نيز سخن گفتهاند با آنكه قبل از آن عالم و متكلم نبودهاند . آنان همچنين ، علوم خود را به وسيلهء كلام به ديگران انتقال دادهاند . بنابراين سخن گفتن و فايده رساندن آنان به ديگران در زمان واقع است ، حال آنكه امور ازلى با زمان ارتباط ندارد و خداوند - كه پاك و منزّه و والاست - عالم و متكلم ازلى و او همان كسى است كه با برهمايان و ديگر مخلوقات نخستين ، به اشكال گوناگون سخن گفته است : به برخى از آنان كتابى نازل كرده ، براى برخى ديگر واسطهاى را قرار داده و به برخى ديگر نيز وحى فرستاده و او خود ، با انديشهء خويش آنچه را به وى افاضه شده گفته است . پرسشگر مىگويد : اين علم از كجاست ؟ پاسخ دهنده مىگويد : علم او در ازل به حال خود بوده است ، زيرا از آن جا كه هرگز جهل در او راه نداشته ذات او عالم است و هيچ علمى نوشته نشده كه براى او نبوده است ، آنسان كه در « بيذ » ى كه بر برهما نازل كرد فرمود : سپاس و ستايش گوييد