محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
37
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
هر كه را كه در بيذ سخن گفته و هر كه نيز قبل از بيذ بوده است . پرسشگر مىگويد : چگونه كسى را بپرستيم كه حس او را فرا نمىرسد ؟ پاسخ دهنده اظهار مىدارد : اين كه او را به نامى مىخوانيم ، دليل تحقق و هستى اوست ؛ چرا كه اخبار ممكن نيست مگر از چيزى كه هست و هيچ اسمى نيست مگر آنكه مسمايى داشته باشد . او هر چند از حواس پنهان است و حس او را درك نكرده ، اما نفس او را تعقّل نموده و به صفات او احاطه يافته و اين عبادت خالص بنده است » . اينها اظهارات بيرونى در كتاب خود دربارهء كتب مقدّس هنديان است كه بر سه مطلب دلالت دارد : الف - اين كتب دالّ بر وحدانيت خداوند تعالى و پيراسته بودن او از مشابهت با ديگر موجودات حادث است . او همانندى ندارد و او سميع ، بصير ، عالم ، متكلم و متّصف به همهء صفات كمال است و در اين صفات هيچ نقطهء اشتراك و تشابهى با صفات كسى از بشر ندارد . بنابراين در كتب برهمايى ، وحدانيّت خداوند در خلقت و آفرينش ، صفات والاى او و اختصاص پرستش به او خالى از هر گونه شك و ترديدى است . ب - پيامبرانى براى اين مردم آمدهاند و قبلا نيز يادآورى شد كه نصوص دينى تورات ، انجيل و قرآن چنين چيزى را ردّ نكرده بلكه آن را تأييد مىكند ، آنگونه كه برخى از آيات قرآن كريم به چنين حقيقتى اشاره دارد . همچنين برمىآيد كه برهما خدا نبوده و هيچ چيزى از الوهيّت در او وجود نداشته جز اين كه او پيامبرى از سوى خداوند تعالى بوده است . عباراتى كه بيرونى از كتابهاى آنان نيز نقل كرده است ، كاملا به اين مطلب صراحت دارد . ج - در ميان برهمائيان كتاب مقدّسى وجود دارد كه برهما آن را از خداوند دريافت مىكند . البته وجود چنين كتابى صرف نظر از اين است كه آيا اين كتاب همانند تورات و انجيل تحريف شده يا نه ؛ هر چند نظر برگزيده آن است كه كتاب مزبور به سبب قدمت فراوان و فاصلهء زمانى زياد آن از ما ، تحريف شده است چرا