محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

31

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

نمىشود مگر به وسيلهء نيرويى قويتر و در مقابل آن‌كه برايش حد و مرزى ترسيم مىكند و حيوان نمىتواند از آن تجاوز كند . اين آيين بر اين توهّم بنا شده است كه كينه و دشمنى از اين‌جا نشأت مىگيرد كه انسان ، زنانى را با ازدواج يا به اسبابى از قبيل آن به خود اختصاص مىدهد و يا اموالى را به وسيلهء ملكيّت در اختيار مىگيرد . اين آيين چنين مىپندارد كه اگر رابطه خاصى به نام ازدواج يا روابط و اسبابى از اين نوع از ميان برداشته شود و مالكيّت مردم نسبت به اموال نيز لغو شود ، مردم در صلح خواهند بود نه در جنگ و دشمنى ، امّا اين پندار مردم را حتّى همانند حيوان نيز قرار نداده است ، زيرا عليرغم فقدان ملكيت و پيوندهاى زناشويى ميان دو جنس نر و ماده در حيوان هنوز هم حمله و تهاجم و پاره كردن ميان حيوانات متحد در جنس و شاخهء خاص و نيز حيوانات مختلف در نوع و رسته وجود دارد ، در صورتى كه اين انديشه چنين مىپندارد كه با از ميان رفتن ملكيت و زناشويى در جامعهء انسانى ديگر قهر و غلبه و جنگ و نزاع نخواهد بود ، غافل از آن‌كه حتى اگر انسان را يك حيوان فاقد تعقل نيز به حساب آوريم ، باز هم به مقتضاى همان طبيعت حيوانى قهر و غلبه و نزاع و درگيرى در ميان آنان وجود خواهد داشت . به هر حال ، اين آيين در ايران قديم گسترش يافت و به همين سبب نسبها در آميخت و گم شد . يكى از كسراها نيز به اين كيش گردن نهاد و بدين‌ترتيب اين آيين سيادت و برترى يافت و در دوران حكومت اين پادشاه به حيات خود ادامه داد . اما پادشاهى اين كسرى در زمانى نزديك به بعثت پيامبر ( ص ) پايان يافت . اين يكى از نمونه‌هاى آيين‌هاى ساخته و پرداخته توهّمات و پندارهاى انسان جدا از وحى است و مىتوانيد مشاهده كنيد آنچه اين مردم آن را عقل ناميده بودند چگونه آزارها و خسارتهايى را متوجه آنان ساخت .