محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )

30

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )

وجود انسانى همه شر است و نبايد باقى بماند بلكه بايد براى نابود كردن انسان تلاش كرد . اين مذهب مانى است و اين آيين ، مانوى ناميده مىشود ، و آن كيشى است كه به نابودى فرا مىخواند و به همين دليل ازدواج را منع مىكند تا تناسل صورت نپذيرد و انسانى كه وجود او مايهء لعنت در زمين است از بين برود و مادام كه وجود انسان در لباس نسلهاى پىدرپى بشرى استمرار يابد ، لعنت انسانى نيز مستمر خواهد ماند ؛ گويا انسان چنين مىپندارد كه تنها به سبب يك اشتباه كه پدرش آن را مرتكب شده ، به زمين فرود آمده و بنابراين ، اين گناه با بقاى نسل انسان ، پا بر جا و باقى است . آيين مزدكى 4 - پس از كيش مانوى ، آيين بنيان برافكن ديگرى پا به عرصه نهاد ، آيينى كه وحدت انسانى و روابط شرافتمندانه را از هم مىگسست . اين همان مذهبى است كه در سرزمين فارس گسترش يافت و اساس آن آزادى روابط با زنان بود . بر اساس اين آيين ، نه ازدواجى وجود داشت و نه رابطهء مشروع زناشوئى ؛ بلكه انسان نيز مىتوانست همانند حيوانات جفتگيرى كند ، بىآن‌كه هيچ رابطهء مشخصى كه نسب انسان را حفظ كند و بىآنكه هيچ دامنى براى پرورش و مراقبت از كودكى كه در راه است وجود داشته باشد . همچنين ، مزدك اموال را همگانى مىدانست و از نظر او هيچ مالكيتى كه انسانى را از تعرّض انسان ديگر مصون بدارد و حوزهء خاصّى را به او اختصاص دهد وجود نداشت ؛ بلكه اموال و داراييهاى هر كسى براى همه مباح شمرده مىشد ، بىآن‌كه هيچ محدوديتى در كار باشد . به عبارت ديگر ، او همان گونه كه هر نوع حد و مرزى را در مورد زنان غير قابل قبول مىداند در مورد اموال و داراييها نيز هرگونه محدوديتى را منع مىكند . خلاصه اين آيين آن است كه لجام گسيختگى از همه قيود و محدوديتها را روا مىدانست ، آنسان كه حيوان در بيابان يا جنگل رهاست و هيچ محدود