محمد أبو زهرة ( مترجم : حسين صابرى )
19
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى )
بيمارگون شدهايم كه نور خورشيد نابينايش كرده باشد بيش از پيش آزرده و ناتوان ساخته است . با اين ديدهء ناتوان در انديشه افتاديم كه در اين آسمان بلند چيست ؟ سرگردان و متحيّرتر شديم و هيچ راهنمايى همراه نداشتيم كه از اين سردرگمى نجاتمان دهد ؛ مگر آنكه هدايتى از جانب خداوند ما را نصيب شود كه او خود فرمود : « بگوى تنها هدايت خداوند ، هدايت است » « 1 » . پس ما را راهى جز آن نماند كه به درگاه او پناه بريم و نالان از او بخواهيم كه ما را به ارائهء تصويرى از شخصيّت پاك و پيرايش دهندهء تو يا حداقل - چنانچه ارائه اين تصوير برتر از توان ما و دور تر از حد دسترس ما باشد - به تقريب آن شخصيّت به اذهان رهنمون گردد ؛ چه تقريب به ذهن در صورت ناتوانى از ارائه يك تصوير دقيق جايگزين آن مىشود و در اين راه عجز و ناتوانى مغفور است و قاصر معذور و خداوند نيز پر گذشت و غفور . اى رسول خدا ( ص ) ما دربارهء بزرگان به نوشتن مىپردازيم تا جنبههايى از عظمت آنان را تصوير كنيم ، در حالى كه مىدانيم هر بزرگى به جنبهاى از جنبههاى عظمت راه يافته و همان كليد پىبردن به عظمت اوست و راه شناخت او را بر ما هموار مىكند . اما تو اى رسول خدا برتر از عظمت ديگر انسانهايى ، زيرا جنبههاى عظمت تو آن قدر فراوان است كه هركس در صدد شمردن و استقراى آن بر آيد در خواهد ماند و چون نيروى او به پايان رسد خود با اطمينان كامل به ناتوانى خويش اعتراف و اقرار خواهد كرد و باور خواهد داشت كه وجود تو در عالم وجود ، خود معجزهاى است . تو اگر فردى از افراد انسان هستى - و عظمت شخصيّت تو نيز جز در اين نيست كه انسانى و اين گونهاى - پس نه خدايى و نه فرشتهاى از فرشتگان او ، بلكه جايگاهى برتر از همهء انسانها و همهء فرشتگان را از آن خود ساختهاى ؛ پروردگارت
--> ( 1 ) - بقره / 120 .