المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
61
التنبيه والإشراف ( فارسي )
از ديار اندلس و ممالك مجاور آن چون فرنگ و سقلاب است . طبع روباه سياه گرم و خشك است و از تلخى گوشتش اين نكته معلوم است و پوست آن از ديگر پوستها گرمتر است و طبع آن چون آتش است كه گرما و خشكى بر آن غلبه دارد و پوشيدن آن براى رطوبتزدگان و پيران سودمند است . مهدى هنگام اقامت رى خواست امتحان كند كه كدام يك از پوستها گرمتر است . پس ، چند شيشه را پر آب كرد و سر آن را باقسام پوستها ببست و اين بسالى سرد و پر برف بود و چون صبح شد شيشهها را بخواست . همه يخ زده بود مگر شيشهاى كه به پوست روباه سياه بسته شده بود كه يخ نزده بود و بدانست كه از همه گرمتر و خشكتر است . و هم از آن جمله رود خزر معروف به اوم است كه بزرگتر از دجله و فرات است و هم رود بزرگ معروف به گزلرود كه بمعنى رود گرگ است و آب از كوه قبق بدان مىريزد و مصب آن در همين دريا در مجاورت باب و ابواب است و در همين جا بر روى رود پلى بزرگ و شگفت همانند پل سنجه است . پل سنجه يكى از عجايب جهان است و در ناحيهء سميساط دربند جزاير است . سنجه رودى است كه پل بنام آن شهره است و بفرات مىريزد . و هم از آن جمله رود كلف يا جيحون است كه رود بلخ و ترمذ و خوارزم است و آغاز آن از چشمههايى است در اقليم پنجم ، آن سوى رباط ، معروف به بدخشان كه تا بلخ بيست روز راه است و انتهاى ولايت بلخ همانجاست . و اين رباط دربندى است كه در مقابل اقوام مقيم و بيابانگرد و ترك موسوم به اوخان و تبت و ايقان نهادهاند . و اين رود به قوم ايقان منسوب است و نهرهاى بسيار بدان مىريزد و آبهاى فراوان سوى آن جارى مىشود و دو فرسخ بالاى شهر ترمذ بكمال مىرسد و اين محل را ماله نامند و آب رود چندان است كه گوئى دريائيست و از بالاى ترمذ از سمت شرق و از سمت غربى رباط بلخ و از دوازده فرسخى آن