المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

58

التنبيه والإشراف ( فارسي )

دريا از آن روشنى ميگيرند ، و چون آتش بالا گيرد در شعله‌هاى آن جثه‌ها چون پيكر انسانى ديده شود كه به دريا فتد و روى آب شناور باشد و اين همان سنگ سفيد سبك است كه بوسيلهء آن نوشته را از دفترها و اوراق پاك كنند و بنام فنسك معروف است و هم آن را قيشورا گويند . در اطراف اين آتشفشان سنگ معروف زاج يافت شود كه اگر بمعده و شكم آويزند براى دردهاى آن سودمند است و هم براى آب زرد سود دهد . و سنگ معروف بسدّ كه مايهء مرجان است نيز همين خاصيت دارد و از همين دريا استخراج مىشود . فرفوريوس مؤلف كتاب ايساغوجى كه مدخل كتابهاى منطق ارسطاطاليس است در همين آتشفشان هلاك شد و متقدمان و متأخران و از جمله يعقوب بن اسحاق كندى و نيز احمد بن طيب در آغاز تلخيص كتابهاى منطق اين نكته را ياد كرده‌اند . ذكر درياى سوم كه درياى خزرى است درياى خزرى ، درياى خزر و باب و ابواب و ارمنيه و آذربايجان و موقان و گيل و ديلم و آبسكون يعنى ساحل گرگان و طبرستان و خوارزم و ديگر قلمرو عجمان است كه بر سواحل اطراف آن مقام دارند . طول اين دريا هشتصد ميل و عرض آن ششصد ميل و بقولى بيشتر است . بعضى كسان آن را درياى خراسان نام داده‌اند از آن رو كه بولايت خوارزم خراسان پيوسته است . بيشتر باديه‌هاى غزان و تركان در بيابانهاى اطراف آنست و هم محل معروف به باكه ( باكو ) كه محل نفت است و جزو مملكت شيروان و مجاور باب و ابواب است بر ساحل اين درياست و نفت سپيد از آنجا آرند و آنجا آتشفشانها هست كه چشمه‌هاى آتش است و از زمين نمودار مىشود . و هم به دريا در مقابل باكه جزيره‌ها هست كه چشمه‌هاى بزرگ آتش دارد و بشب از فاصلهء