المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

59

التنبيه والإشراف ( فارسي )

دور ديده شود . ما در كتاب مروج الذهب و معادن الجوهر اخبار آتشفشانهاى ديگر را كه در جهان هست آورده‌ايم چون آتشفشان صقليه كه پيش گذشت و آتشفشان وادى برهوت شحر و آتشفشانهاى درياى خزر و باب و ابواب . و آتشفشان آسك از ولايت هنديجان كه ما بين فارس و اهواز است و بشب از فاصلهء بيش از چهل فرسخ ديده شود از همه معروفتر است چون از آن راه مسافر بسيار ميرود ، و آتش فشان اريوجان مجاور سيروان از ولايت ماسبدان كه بنام حمه تومان معروف است و مجاور منجلان است و از چهل فرسخى بغداد بر راه بندنيجين و ابراز - الروز ديده شود ، آتش‌فشان بزرگى كه در كشور مهراج پادشاه جزاير زابج و ديگر جزاير درياى چين و از جمله جزيرهء كله و سربزه هست و مهراج عنوان هر كسى است كه مالك اين جزاير باشد و ملك او از بس فزونست به حساب نيايد و سپاه او را شمار نتوان كرد و هيچكس با كشتيهاى تندرو جزاير او را كه همه آباد است به كمتر از دو سال دور نتواند زد و اين پادشاه همه جور عطر و ادويه دارد و هيچيك از ملوك چيزها كه او دارد ندارد . از جمله چيزها كه از ديار وى فراهم مىشود كافور و عود و قرنفل و صندل و جوزبوا و قافله و كبابه و چيزهاى ديگر است . آتشفشان مهراج در كوهستان اطراف جزاير است و بروز از غلبهء نور خورشيد سياه و بشب سرخ باشد و شعلهء آن باوج آسمان رسد و گاه باشد كه صدائى عجيب و هول‌انگيز از آن برخيزد كه از مسافت دور شنيده شود و از مرگ يكى از ملوكشان خبر دهد و گاه باشد سبكتر از اين باشد و از مرگ يكى از سران قوم خبر دهد و از قديم به طول عادت و بتجربه اعلام مرگ ملوك را از غير ملوك باز شناسند و خطا نكنند . در مجاورت اين كوهستان جزيره‌ايست كه پيوسته در آن صداهائى چون عود و سرنا و طبل و ديگر ابزار طرب و اقسام رقص و كف زدن شنيده شود و شنونده