المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
381
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بود و تاكنون ويران مانده است . جرير دربارهء آن گويد : « با كاروان وقتى ما را بشتاب ميبرد گفتم يبرين از دروازهء فراديس بسيار دور است . » و اينكه ابو سعيد در ضمن جنگ با بدر محلى كه از عمان از راه دريا بجنگ آمده بود ، دو غلام صقلابى بگرفت و آنها را نگهداشت كه ابو سعيد را در ذى قعدهء سال سيصدم با تنى چند از ياران خاص قطيفى او حمدان و على دو پسر سنبر و بشر و ابو جعفر دو پسر نصير و خالگان ابن حبان پسر ابو سعيد و محمد بن اسحاق در حمام بكشتند ، همهء اين مطالب را در كتابهاى سابق خود آوردهايم . دوران ابو سعيد از وقتى كه دعوتش در قطيف نمودار شد و ديگر شهرهاى بحرين را كه آخرين همه هجر بود بگشود ، تا وقتى كه كشته شد بيست و هفت سال بود . و هم در كتاب خزائن الدين و سر العالمين ضمن سخن از ارباب مذاهب و سران فرقهها و عقايد و آرائى كه پديد آوردهاند ، مطالبى را كه مخالفان اين فرقه به ردّ آنها آوردهاند و از آنها نقل كردهاند و اينكه اين فرقه بسال سيصد و شصتم ( كذا ) در اصفهان بوجود آمد و هدف آن چه بوده ، آيا تسليم ظاهر شريعت هستند و يا بتأويل مسائل آن قائلند ، و اينكه وقتى كسى را دعوت كنند از او پيمان گيرند كه تأويل تأويل تأويل قرآن را براى او فاش ميكنند مخفى دارد و او را بمراتبى رسانند كه آن را « بلاغ » نامند و ديگر طرق دعوت و تدبيرهاشان با اسرار و رموزى كه در اين مورد دارند ، همه را در آنجا ياد كردهايم . متكلمان فرق اسلام ، از معتزله و شيعه و مرجئه و خوارج و نابته آنها كه قبلا بودهاند چون يمان بن رئاب خارجى و زرقان غلام ابراهيم بن سيار نظام و محمد بن شبيب يار نظام و عباد بن سليمان صيمرى يار هشام بن عمرو فوطى و ابو الهذيل محمد بن هذيل عبدى علاف بصرى و محمد بن عيسى بن غوث يار حسين بن محمد نجار