المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
382
التنبيه والإشراف ( فارسي )
و ابو عيسى محمد بن هارون وراق و احمد بن حسن بن سهل مصمعى ملقب به ابن ابى زرقان و آنها كه بعصر ما هستند چون ابو على محمد بن عبد الوهاب جبائى مؤلف كتاب فى الرد على اصحاب التناسخ و الخرميه و غيرهم من اهل الباطنى و ابو القاسم بلخى و ابو العباس عبد الله بن محمد ناشى و حسين بن موسى نوبختى مؤلف كتاب « الآراء و الديانات » و كتاب « الرد على الغلاة و غيرهم من الباطنيه » و ابو محمد عبد الله بن محمد خالدى و ابو الحسن بن ابى بشر اشعرى بصرى كلابى و غيره كتابها بر ردّ مذهبهاى مخالف خود نوشته اما هيچكدام توضيحى دربارهء مذهب اين فرقه ندادهاند . بعضى ديگر چون قدامة بن يزيد نعمانى و ابن عبدك جرجانى و ابو الحسن بن زكريا جرجانى و ابو عبد الله محمد بن على بن رزام طائى كوفى و ابو جعفر كلابى رازى و غيره به ردّ آنها پرداخته اما هر كدام دربارهء مذهب اين فرقه توضيحاتى دادهاند كه ديگرى نياورده است . و اين فرقه همه گفتهء اين كسان مذكور را منكرند و نادرست ميشمارند ولى ما در اين كتاب قصد توضيح اين مذهب يا ردّ آن را نداريم . كشته شدن محمد بن على شلمغانى كاتب ، ملقب به ابن ابى العزاقر بروز سه شنبه غرهء ذى قعدهء سال سيصد و بيست و دوم بود كه در جايگاه پليس در سمت غربى دستها و پاهايش را ببريدند و گردنش را بزدند و جثهاش را بسوختند و اين به علت مطالب دينى بود كه پديد آورده بود و گفتههائى كه از او نقل ميكردند و كسان بسيار پيرو آن شده بودند . با شلمغانى يكى از ياران او نيز كه ابو عون نام داشت و او را ابن ابى النجم كاتب ميگفتند ، به همين ترتيب كشته شد . ما سخنان اين شخص را با آنچه در رسالهء مذهبه و كتاب « الوصيه » و كتاب « الغيبه » و كتاب « التسليم » و ديگر كتابها كه همه تأليف اوست دربارهء خويشتن گفته در كتاب « المقالات فى اصول الديانات » ضمن سخن از فرقههاى شيعه و فرقهء غلات آوردهايم .