المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
380
التنبيه والإشراف ( فارسي )
آيا روش من گرفتهاى يا مانعى جمع ترا پراكنده كرده است . » و ضمن آن گويد : « بى اسب بمانم اگر بر اسبان خود با سواران دلير و مردان كليب و سعد و نمير بر قوم عامر و محارب حمله نبرم . مگر عربان پنداشتهاند كه من ياران خود را كه كشته شدند از ياد بردهام . » و ضمن شعرى ديگر از عبد القيس ياد كرده گويد : « عبد القيس پندارند كه من آنها را فراموش كردهام . هرگز » . و هجر كه مهمترين شهر بحرين بود و عياش محاربى كه بيش از همه قوت و سپاه داشت آنجا بود و جنگى كه ابو سعيد با عباس بن عمرو غنوى در شورهزار افان داشت . افان آب و نخلستانى است ، عباس كه از طرف معتضد براى مقابلهء ابو طاهر از بصره فرستاده شده بود از آب اعياء حركت كرده بود و ميخواست آنجا فرود آيد اما ابو سعيد زودتر بدان آب رسيد و طول اين شورهزار هفت ميل است و از آنجا تا بصره هفت روز و تا قطيف و ساحل دريا دو روز راه است و از قطيف تا دريا يك ميل است و قطيف شهرى بساحل دارد بنام عنك كه دربارهء آن گفتهاند : « غلامى را كه ماهى نيارد و هواى عنك را خوش ندارد ضربت بزن » . وقتى عباس بشورهزار درآمد ابو سعيد كس بفرستاد و چاههائى را كه پشت سر او بود پر كرد . عباس در علياى شورهزار بود كه راهى باريك است . ابو سعيد هفتصد سوار و پياده از كلاب و عقيل و مردم بحرين داشت كه عباس هفتهزار كس داشت از سپاهى و داو طلب از بصره و مردم بحرين كه ترك آنجا كرده بودند . عباس اسير شد و بيشتر همراهانش كشته شدند و جز اندكى جان نبردند و اين به رجب سال دويست و هشتاد و هفتم بود . و دستهها كه به صحار مركز عمان فرستاد و به زور وارد آنجا شد و از بحرين تا عمان ده روز راه است همه ريگزار و صحرا و بعضى جاها آب شور هست تا بديار فلج سه منزلى يمامه فرستاد و تا به يبرين كه آن نيز تا يمامه سه روز راه است و مردم آنجا را نابود كرد و اين شهرها بسيار آباد و پر نخل و درخت و پرجمعيت