المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
374
التنبيه والإشراف ( فارسي )
اقامت آنها در مكه هشت روز بود كه صبح وارد و شب خارج ميشدند و كشتار و غارت ميكردند . بروز شنبه همين ماه از مكه حركت كرد و پيادگان هذيل بن - مدركة بن الياس بن مضر در تنگهها و درهها و كوهها متعرض او شدند و با تير و خنجر جنگهاى سخت كردند و مانع حركت او شدند . ياران ابو طاهر راه گم كردند و سه روز ميان كوهها و درهها سرگردان بودند و بسيار كس از زنان و مردان اسير رهائى يافتند و مردم هذيل هزارها شتر و بار از آنها بگرفتند . بنه ابو طاهر در حدود صد هزار شتر بود كه اقسام مال و كالا بار داشت . عاقبت يك غلام سياه از بندگان هذيل بنام زياد كه به دو پناه برده بود راهى را به او نشان داد كه از تنگهها گذشت و بديار خود بازگشت . مسعودى گويد : و ما پس از اين در همين كتاب ضمن اخبار راضى دستههائى را كه ابو طاهر در ايام وى فرستاد يا ديگر احوالش بياريم . قتل حسين بن منصور معروف به حلاج از اهل شهر بيضاى فارس شش روز مانده از ذى قعده سال سيصد و نهم بود ، هزار تازيانه به او زدند و دست ها و پاهايش را بريدند و گردنش را بزدند و جثهاش را بسوختند و اين در محل پليس . . . [ 1 ] بر حصار زندان مترف در همين سمت بود . و روزى بزرگ بود كه از او دربارهء دين سخنانى نقل كرده بودند و پيروان و طرفداران بسيار داشت . وى صوفى بود و دعوى خدائى كرده بود و ما در كتابهاى سابق خويش ضمن سخن از مقالات سران مذهبها آنچه را دربارهء مذهب او دانستهايم با آنچه در كتابهاى وى آمده ياد كردهايم .
--> [ 1 ] در متن چنين است .