المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
373
التنبيه والإشراف ( فارسي )
دمشق حمله كند ولى بدلايلى كه در جاى ديگر ضمن اخبارشان گفتهايم ناچار شد بديار خود باز گردد و در اول شعبان سال سيصد و شانزدهم از راه خشكى و آب بوسيلهء فرات حركت كرد . اقامت وى در رحبه تا وقتى از آنجا برون شد در حدود هفت ماه بود . بار ديگر بر هيت حمله برد و در آب و خشكى با آنها جنگى سخت كرد كه در جنگ اول هيت كشتى نداشت . سپس از آنجا سوى كوفه و قادسيه حركت كرد و آذوقه گرفت و از حومهء بصره گذشته سوى بحرين رفت و اين به آخر محرم و اول صفر سال سيصد و هفدهم بود . پس از آن سوى مكه رفت و امير آنجا محمد بن اسماعيل ملقب به ابن مخلب بود . مردان حكومت و عامه از خارج و غيره بجنگ او آمدند اما از آن پس كه نطيف غلام ابن حاج كه جزو شحنهء مكه بود كشته شد همه بگريختند و او هفتم ذىحجهء همين سال با ششصد سوار و هفتصد پياده وارد مكه شد و شمشير در مردم نهاد و آنها به مسجد و به خانه پناه بردند و از دم تيغ گذشتند و در شمار كشتگان و اسيران از اهل شهر و ولايتهاى ديگر اختلاف است . بيشتر و كمتر گفتهاند بعضى سى هزار و بعضى كمتر از اين و بيشتر گفتهاند و همه تخمين و تقريب است ، حسابى در كار نبود در دل درهها و سر كوهها و در صحراها از تشنگى و سختى آنقدر مردم هلاك شد كه بشمار نيايد . ابو طاهر در حرم را كه پوشش طلا داشت بكند و محرابهاى نقره و جزع و آويزها را با همه زيور طلا و نقره كه در خانه بود بر گرفت و حجر الاسود را بكند كه جاى آن به قدر يك دست تا مرفق و كمتر فرورفته بود و كعبه را از پوششى كه داشت برهنه كرد و اين همه را بر پنجاه شتر بار كرد . مگر قسمتى كه بوقت پناهنده شدن مردم خونين شده بود كه بجا ماند و اين بروز سيزدهم ذى حجه سال سيصد و هفدهم بود .