المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
369
التنبيه والإشراف ( فارسي )
دو پسر رائق بودند . مسعودى گويد : از حوادث مهم دوران وى كه در اسلام نظير نداشت اين بود كه ابو طاهر سليمان بن حسن بن بهرام جنابى فرمانرواى بحرين با چهارصد سوار بر چهارصد ماديان كه اسب نر در آن نبود و پانصد پياده از احساى بحرين بيامدند و شبانه وارد بصره شدند و سبك مفلحى را با هر كه از ياران وى و مردم شهر كه بدستشان آمد بكشتند ، و اين بشب پنجشنبه سه روز و بقولى پنج روز مانده از ماه ربيع الاخر و بقولى شب دوشنبه شش روز مانده از ربيع الاخر سال سيصد و يازدهم بود . اينان مسافت از احسا تا بصره را بشش روز طى كرده بودند و مردم از بيم آنها به ابله و مفتح و رودها و نهرها و جزيرهها و جاهاى ديگر گريختند آنها هفده روز در بصره مقيم بودند پس از آن با چيزهائى كه از آنجا همراه برداشته بودند بديار خود باز گشتند . و هم ابو طاهر جنابى هنگام بازگشت حاج از مكه در نواحى هبير و مجاور ثعلبيه با پانصد سوار و سيصد پياده راه حجاج را ببست و سران سپاه و مردان حكومت و عدهاى را بكشتند و ابو الهيجا عبد الله بن حمادان بن حمدون اميرشان را با احمد ابن بدر عم و احمد بن محمد بن كشمرد و ديگر سران و مردم عادى از زن و مرد را اسير گرفتند و محمل را با اموال بسيار كه اندازهء آن معلوم نيست بگرفتند ، و اين بروز يكشنبه يازده روز مانده از محرم سال سيصد و دوازدهم بود . و هم او بسال سيصد و سيزدهم با پانصد سوار و سيصد پياده راه را بر حاج بهنگام حركت ببست و بعضى از آنها را دستگير كرد و بقيه بكوفه و مدينة السلام بازگشتند و او بكوفه رفت و با جعفر بن ورقاء شيبانى و جنى صفوانى خادم آزاد - شدهء ابن صفوان عقيلى و ثمل خادم دلفى امير انطاكيه و دربندهاى شام و طريف سبكرى خادم و اسحاق بن شروين سبكرى و ديگر سران سپاه كه از دربار خلافت