المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
370
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بمقابلهء او رفته بودند بجنگيد و آنها را شكست داد و بعضى را بكشت و جنى صفوانى و ديگران را اسير گرفت و اين بروز يكشنبه دوازده روز مانده از ذى قعدهء همين سال بود . پس از آن همهء اموال و زن و كودك را از كوفه به احسا برد و شهر را بدست اسماعيل بن يوسف بن محمد بن يوسف معروف به اخيضر صاحب اليمامة بن - ابراهيم بن موسى بن عبد الله بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب سپرد ، آنگاه ابو القاسم يوسف بن ابى الساج از واسط با سپاه خود بمقابلهء او شتافت كه سلطان او را از قلمرو حكومتش كه آذربايجان و ارمنيه واران و بيلقان و غيره بود احضار كرده بود كه از واسط آماده شود و به بحرين حمله برد . وى در واسط مقيم و آمادهء كار بود كه از حركت فرمانرواى بحرين بكوفه خبر يافت و با شتاب برون شد كه زودتر از ابو طاهر بدانجا دست يابد و در محل معروف به خورنق فرود آمد و آنجا را تصرف كرد و روز دوم به نزديكى آنجا در محل معروف به بين النهرين ، نزديك دهكدهء حروراء كه خوارج حروريه بدانجا منسوبند فرود آمد . ابو طاهر ما بين او و كوفه بود و بروز شنبه نهم شوال سال سيصد و پانزدهم جنگ رخ داد كه ابن ابى الساج را اسير گرفت و سپاهش را ريشه كن كرد و بيشتر از سى هزار سوار و پياده بكشت در صورتى كه بيشتر ياران او در راه از او جدا شده يا عقب مانده بودند . فرمانرواى بحرين فقط در حدود دو هزار مرد داشت كه بيشترشان پياده بودند . پس از آن از كوفه سوى انبار رفت و با عدهاى از يارانش فرات را طى كرده بجانب شرق رفتند و همهء سران سپاه را كه در انبار بودند از جمله حارثى و برغوث و ابن بلال و محمد بن يوسف خزرى و ديگر مردان حكومت را بكشتند و اين بروز سه شنبه سوم ذى قعدهء همين سال بود . آنگاه پلى بر فرات بست و سياهى لشكر و زن و بچه را بجا گذاشت و با نخبهء ياران خود به انبار بازگشت و از آنجا رو بدربار خلافت نهاد . تا به نهر زبارا بالاى تل عقرقوف رسيد كه يك فرسخ با مدينة السلام