المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
340
التنبيه والإشراف ( فارسي )
بناى شهر را بسال دويست و بيست و يكم آغاز كرد و آن را سر من رأى ناميد كه در اندك مدتى بپايان رسيد و آبادى آن وسعت گرفت و بازارها و قصرهاى آن بهم پيوست و ديوانها و عمال آن با بيت المال بدانجا انتقال يافت و مردم نيز بسبب اقامت خليفه و پاكيزگى و خوبى محل و آبادى و رواج كسب بدانجا رو كردند . گويند سامرا بروزگار قديم همين اسم داشته و از سام بن نوح نام گرفته بود و پر جمعيت و بزرگ و آباد بود و بمرور زمان كاسته شده بود . آخرين خرابى سامره بدوران فتنهء امين و مأمون بود . محل قصر معتصم ، دير و اراضى متعلق به نصارى بود كه از آنها بخريد . سر من رأى آخرين هفت شهر بزرگى است كه در اسلام پديد آمد و ما آن را در اينجا بمناسبت موقع و اقتضاى كلام ياد ميكنيم . اول بصره بود كه عتبة بن غزوان از بنى مازن بن منصور برادران سليم بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس بن عيلان بن مضر ، در محرم سال هفدهم بنياد نهاد و مسجد آن را ساخت . بعضيها گفتهاند در ماه ربيع الاول يا ربيع الاخر سال شانزدهم بنياد شد . و پس از جنگ جلولا كه سعد بن ابى وقاص از جنگ ايرانيان فراغت يافته بود عتبة بن غزوان از مدائن سوى آنجا رفت و هنگامى كه ببصره رسيد آنجا را سرزمين هند ميگفتند و سنگهاى سپيد داشت و عتبه در محل خريبه فرود آمد . ابو مخنف لوط بن يحيى غامدى و ابو الحسن على بن محمد مدائنى و هيثم بن عدى و ديگران بر اين رفتهاند كه عتبه بسال چهاردهم در بصره اقامت گرفت و عمر او را بدانجا فرستاد تا راه وصول آذوقه را بمدائن و اطراف آن ببرد . مسعودى گويد : و آنها كه گفتهاند بصره در اين سال بنياد شد از همين جا باشتباه افتادهاند . دوم كوفه بود و دربارهء بنياد آن بوسيلهء سعد بن ابى وقاص اختلاف است .