المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
164
التنبيه والإشراف ( فارسي )
فيروزى را ديدى و پيران قوم كه در سرحدات ديارشان بودند ولايتهاى اطراف را به تو تسليم كرده و به شهر بزرگشان روميه پناه بردند » . مسعودى گويد : بطوريكه قبلًا در همين كتاب در باب اقوام هفتگانه پيش از آنكه نسل فراوان و اقوام بسيار شوند آوردهايم قلمرو روميان و قلمرو يونانيان مجاور بود ، مانند مردم عراق يعنى نبطيان كه با ايرانيان مقيم فارس و اهواز و سرزمين جبال از ماهات و غيره مجاور بودند . عاقبت روميان به قلمرو يونانيان تسلط يافتند و همگى رومى شدند چنان كه ايرانيان نيز بر مملكت نبط تسلط يافتند ، اما هر گروه نسب خويش را محفوظ داشتهاند و قوم خويش را مشخص شمارند . و ما در كتاب فنون المعارف و ما جرى فى الدهور السوالف ضمن اخبار يونانيان گفتهايم كه اين نه بند روم كه مجاور قلمرو اسلام است تا چند روز راه آن سوى خليج قلمرو يونانيان بوده است و قلمرو روم از ماوراى ديار يونان تا ماوراى ولايت روميه و ديار فرنگ از خشكى و دريا در حدود پانصد فرسنگ است كه بدرياى اقيانوس و ديار اندلس متصل است . و نيز اخبار و مساحت اين بندها را با آنچه به دريا پيوسته هست يا پيوسته نيست و قلعههاى بزرگ و بندرها و درياچه و رودها و هوتهها كه آنجا هست و حدود و جاها كه مسلمانان در اثناى جنگهاى خود تاكنون كه تاريخ اين كتاب است تصرف كردهاند با علت اختلاف در نام آن كه منسوب بچيست با ذكر حكام و مراتب و محل و عنوان و مقدار سپاهيان و اقوامى كه در خشكى و دريا با آنها بجنگند با نقاطى از ديارشان كه به تصرف مسلمانان بوده و پس گرفتهاند چون ملطيه و شمشاط و حصن منصور و قلعهء ابريق كه شهر بيلقانيان بوده است و عدهاى از بطريركانشان و از آن جمله قربياس وابسته آل طاهر بن حسين و خرسخارس و غيره در آنجا بودهاند ، و شهر سيحان كه سرچشمهء رود سيحان يعنى رود اذنه