المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
108
التنبيه والإشراف ( فارسي )
و مقيمان اسكندريهء مصر بود ، با اخبار و عقايد فيلسوفان الهى و طبيعى و فيلسوفانى كه كشته شدهاند و عقايدى كه تا بدوران سقراط و افلاطون و ارسطاطاليس دربارهء فلسفهء مدنى داشتهاند و نظرياتى كه بخلاف قدما و فلسفه طبيعى قديم و مكتب فوثاغورس و ثاليس ملطى و عوام يونان و صابيان مصر كه باقيماندهء آنها بوقت حاضر صابيان حرانيند پديد آوردند و اين را ارسطاطاليس در كتاب الحيوان كه نوزده مقاله است آورده و گويد : « وقتى بيست سال از دوران سقراط گذشت و مردم از فلسفهء طبيعى به فلسفهء مدنى متمايل شدند » ، با ذكر عقايد سقراط و موافقان وى دربارهء موجود اول كه موجودات وجود از او يافتهاند و فيض وجود اويند و اينكه چگونه موجودات از او پديد آمدهاند و علت و غايت وجودشان چيست و چگونه مىبايد اعتقاد داشت و ترتيب مراتب موجودات چيست و چگونه بهم ربط يافته و بچه وسيله ربط يافته و مايهء آن چيست و گوهر اجسام طبيعى يعنى هيولانى كه در اجسام سماوى هست چيست ؟ مراتب عقول چگونه است و كار هر يك چيست ؟ نفس انسان چيست و قواى آن چند است و عمل هر كدام چيست و ارتباط آن چگونه است و اعضاى آن كدام است ؟ نيروهاى رئيسه كدام است و ترتيب آن چيست و سر همه كدام است و كدام يك خادم است و كدام مخدوم ؟ و اينكه عقل در انسان چگونه بوجود ميآيد و تأثير عقل فعال در انسان ناطق چگونه است ، و اختلاف كسان دربارهء سعادت كه هدف انسان است و اينكه اگر از راه سعادت منحرف شود شقاوت او چيست و ذكر خواب و اقسام رؤيا كه حاصل كدام يك از قواى نفس است ، رؤياى صادقه چيست و از كجا بوجود ميآيد ، دلالت رؤياى صادقه چگونه است و چيست و راه وصول بعلم تعبير رؤيا چيست ؟ چرا انسان محتاج اجتماع است و اجتماعاتى كه از آن براى وصول بمقاصد خود كمك مىگيرند چند قسم است و كدام يك بزرگ و كدام متوسط و كدام كوچكتر است ؟ اجتماع مدنى كه در مدينهء فاضله هست