المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
109
التنبيه والإشراف ( فارسي )
چگونه است ؟ مدينهء فاضله چيست و اجزاى آن چيست و مراتب رياست آن كدام است و چگونه اجزاى مدينه چون اعضاى پيكر جاندار است كه براى تكميل سعادت انسان ميكوشند چنان كه اعضاى پيكر جاندار براى تكميل زندگى آن كوشش دارد ؟ شاه و رئيس اول مدينهء فاضله چگونه بايد باشد و چه علامتها و شرايطى بايد هنگام مولد و كودكى و جوانى داشته باشد تا نامزد پادشاهى مدينهء فاضله شود و بوسيلهء چه فضائلى سالار كامل و رئيس شايسته مىشود و چه آداب و حرفههائى بايد بياموزد تا لياقت پادشاهى پيدا كند و در كدام يك از اقوام اين غالباً رخ مىدهد و در كدام قوم بندرت پديد ميآيد و آيا پادشاهى از اجزاى شهر است يا نيست ؟ كه در اين باب ميان افلاطون و ارسطاطاليس اختلاف است به ترتيبى كه افلاطون در كتاب « الفحص عن ملك المدينة الفاضلة » كه بحقيقت همان فيلسوف است در اين باب سخن دارد و ارسطاطاليس در كتاب « السياسة المدينة » از آن ياد كرده است و شمار اجزاى مدينه و كمال طبيعى آن و اينكه رؤساى تابع رئيس اول چگونه بايد باشند و اين رياستها چگونه كمال مييابد و اقسام شهرهاى مخالف مدينهء فاضله چون شهرهاى جاهليت و شهرهاى گمراه و شهرهاى فاسق چند گونه است و مراتب ملوك و رياستهاى آن چگونه است ؟ مقصدشان چيست و براى وصول بچه هدفى همكارى مىكنند ، سعادتهائى كه نفوس مردم مدينهء فاضله در زندگى ديگر بدان مىرسند چيست و شقاوتهائى كه نفوس مردم شهرهاى غير فاضله در زندگى ديگر بدان ميرسند چيست ؟ مردم مدينهء فاضله چه چيزها را بايد بياموزند و كار بندند تا بوسيلهء آن به كمال سعادت مطلوب برسند ؟ علائمى كه مردم مدينهء فاضله را از ديگر اقوام و شهرهاى غير فاضل ممتاز مىكند چيست و مردم مدينهء فاضله وقتى شهر خاص نداشته باشند و در شهرهاى غير فاضل غريب باشند چگونه بايد رفتار كنند ؟ و مبانى غلطى كه عقايد و اجتماعات و شهرها و رياستهاى جاهليت و هم عقايد و اجتماعات و رياستهاى گمراه از آن پديد ميآيد