المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

96

التنبيه والإشراف ( فارسي )

بيست و دوم ، شيرويه پسر پرويز قاتل پدر كه نامش قباد بود شش ماه پادشاهى كرد . بيست و سوم ، اردشير پسر شيرويه ، يك سال و شش ماه پادشاهى كرد . بيست و چهارم ، شهربراز ، چهل روز پادشاهى كرد و ما خبر او را با علت كشته شدنش و كشته شدن ديگر سواران و دليران ايران و ديگر كسان كه بسالارى و برترى و شجاعت و لياقت معروف بوده‌اند به ترتيب طبقات از پادشاهان و غير پادشاهان در كتابى كه آن را بمعارضهء كتاب مقاتل فرسان العرب ابو عبيده معمر بن مثنى ، مقاتل فرسان العجم ناميده‌ايم ، يادكرده‌ايم . بيست و پنجم ، كسرى پسر قباد ، سه ماه پادشاهى كرد . بيست و ششم ، پوران دختر خسرو پرويز ، يك سال و شش ماه پادشاهى كرد و پادشاهى او بسال دوم هجرت بود ، پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم وقتى شنيد كه ايرانيان او را بپادشاهى برداشته‌اند و ميان آنها اختلاف و فتنه افتاده است ، دربارهء او فرمود : « مردمى كه تدبير كارشان را زنى كند رستگار نشوند . » بيست و هفتم ، فيروز جشنس بنده ، شش ماه پادشاهى كرد . بيست و هشتم ، آزرميدخت دختر خسرو پرويز ، شش ماه پادشاهى كرد و چنان شد كه خر هرمز اسپهبد خراسان - پدر رستم ، فرمانده قادسيه - كه مقيم دربار بود ، در او طمع بست و نامه به دو نوشت كه شب با وى فراهم شود . آزرميدخت با او وعدهء شبانه نهاد و فرمانده گارد را بگفت تا او را بكشد و او نيز چنين كرد . رستم در خراسان و بقولى در آذربايجان و ارمنيه جانشين پدر بود و چون شنيد كه آزرميدخت پدرش را كشته است سوى وى آمد و او را بانتقام قتل پدر بكشت و اين بسال دهم هجرت بود . بيست و نهم ، فرخزاد پسر خسرو پرويز ، يك سال پادشاهى كرد . سى ام ، يزدگرد پسر شهريار پسر خسرو پرويز پسر هرمز انوشيروان پسر