المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )
83
التنبيه والإشراف ( فارسي )
ديگر بروز فتح نهاوند بود و سال 16 را نوزدهم و بيستم نيز گفتهاند . بواسطهء توفيقى كه كابى و پيروانش بر ضد ضحاك يافته بودند ، اردشير بدوران خويش ملوك خلف را از سهل انگارى دربارهء برجستگان و پارسايان عامه كه كسان بر آنها فراهم مىشوند بر حذر داشت كه اگر اين را آسان گيرند كار بالا گيرد تا بانقراض ملك منجر شود . ارسطاطاليس نيز در بسيارى نامههاى خود اسكندر را از اين قضيه بر حذر داشته و ديگر آشنايان سياست دين و شاهى نيز از اين باب سخن آوردهاند . عربان يمانى ضحاك را از خويش دانند و پندارند وى از قبيلهء ازد بوده و شاعران دوران اسلام از او ياد كردهاند . ابو نواس حسن بن هانى وابستهء بنى حكم ابن سعد العشيرة بن مالك بن ادد بن زيد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ بن يشجب بن يعرب قحطان ضمن قصيدهاى همهء قبايل نزار را هجا گفته و به قحطان و قبايل قحطانى تفاخر كرده به ضحاك ميبالد . اين همان قصيدهء معروف است كه رشيد مدتى دراز وى را بسبب آن حبس كرد و بقولى بسبب همين قصيده او را حد زد . مطلع قصيده چنين است : « مرا با خانهاى كه ويران شده و باد و باران آثار آن را دگرگون كرده كارى نيست » . تا آنجا كه بعنوان تفاخر بقوم يمنى و ياد ضحاك گويد : « ما صاحبان ناعط بودهايم و صنعا كه محرابهاى آن پر از مشك است متعلق بماست . » تا آنجا كه مردم نزار را هجو كند و گويد : « نزار را هجا گوى و پوست آن را بشكاف و پرده از قبايح آن برگير » . گروهى از نزاريان اين قصيده را جواب گفتهاند ، از جمله يكى از بنى ربيعة ابن نزار ضمن قصيدهاى از فضائل نزاريان و قبايح يمنيان سخن آورده كه آغاز آن چنين است : « معد را ثنا گوى و بمقام والاى آن بر مردمان تفاخر كن و پرده يمنيان