غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
401
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
گيرندگان نخستين در اين مقال و مكان قرار داد . و در جهاد در راه دين ، در عرصههايى كه قدمها از وحشت مىلرزند ثابت قدم و استوار گردانيد . « اما رسيدن نوبت پادشاهى به شما پس از پدر و برادر بزرگتر خود از مواهب عظيم پروردگار است در حق شما و اين خيرى است كه همواره نصيب برگزيدگان بندگانش مىشود . « اما در باب تشكيل قوريلتاى بزرگ و گرد آمدن برادران و فرزندان و امراى بزرگ در آن و رأى زدن ايشان و اتفاق كلمهء همگان براى اجراى فرمان برادر بزرگ و گسيل داشتن لشكرها به اين سو و مخالفت آن سلطان با اين تصميم و خاموش ساختن نايرهء خشم در دل آنان بيقين بايد گفت كه اين كار از كارهاى پادشاهى است كه دلش بر رعيت خود مهربان است ، و حال آنكه اگر آنان را به حال خود رها كرده بود آن مىكردند كه پيش از اين مرتكب آن شده بودند ، ولى آن سلطان اكنون همانند كسى است كه از پروردگارش مىترسد و نفس را از هوا و هوس باز مىدارد و با گفتار و كردار گمراهان سازگارىاش نيست . « اما اينكه سلطان گفته بود كه دوست ندارد پيش از آنكه حجت تمام شود در پيش نهادن قدم اقدام مسارعت ورزد ، خداى سبحان مىداند و همهء مردم نيز مىدانند كه قيام ، بايد براى يارى دين باشد و جهاد ما براى خدا ، و چون در ديندارى به اين پايه رسيم بيخ كينهها از دل بركنده آيد و وحشتها از ميانه برافتد و چون منافرت رخت بر بندد مناصحت جاى آن گيرد . و ايمان چون بناى شامخى است كه هر جزء آن جزء ديگر را نگهدارد . دين نيز به مثابهء چنين بنيانى است كه در هر مكان باشد اهل دين يك ديگر را نگهدارند و در هر سرزمين كه باشد صاحبان عقيدت اسلامى همسايگان را حراست كنند . « اما آميختن اين فوايد عظيم با ياد كمال الدين عبد الرحمان را ، كه خداوند بركات او مستدام دارد و الحق هيچ يك از اولياى خدا بيش از او منشأ اين همه كرامات نبوده است ، به فال نيك مىگيرد و اميد است كه به بركت اين صالحان هر خانهاى سراى اسلام گردد ، تا چنان شود كه در بهترين دورههايش بوده است . « اما قاضى القضاة قطب الدين و اتابك شهاب الدين ، كه در ارسال پيامهاى شما به قول آنان وثوق كامل است ، آمدند و ما را از احوال و نيات شما آگاه ساختند .