غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

374

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

كنند . جدا كردند . هفتصد زن بودند . آنان را ، كه سيصد 283 « 693 » خواجه سراى همراه داشتند ، بيرون آوردند . غارت بغداد هفت روز مدت گرفت . سپس شمشير از مردم برداشتند و ديگر اسير نگرفتند . در چهاردهم ماه صفر از بغداد حركت كرد و در اولين منزل خليفه المستعصم باللّه و پسر ميانين او را با شش تن از خادمان شبانه به قتل رسانيد . و پسر بزرگ او را با جماعتى از خواص در دروازهء كلواذا فرمان كشتن داد . هولاكو صاحب ديوان و وزير و ابن درنوش را مأمور كرد كه بغداد را عمارت كنند . آنگاه بغاتيمور را به حلّه فرستاد تا مردم آن شهر را بيازمايد كه آيا در طاعت هستند يا نه . بغاتيمور به حله رفت و از حله به واسط شد و در آنجا به مدت يك هفته خلق بسيارى را بكشت . سپس به نزد هولاكو آمد . هولاكو در آن هنگام در اقامتگاه سياه كوه بود . از فضلاى معتبر در اين سالها ، يكى قاضى اكرم جمال الدين قفطى مصنف كتاب تاريخ الحكماء است . او در قفط ، از توابع مصر عليا ، به سال 568 به دنيا آمد . پدرش در خردى او را از قفط به قاهرهء معزّى « 694 » آورد و در آنجا اسكان داد . جمال الدين در قاهره خواندن و نوشتن آموخت و از علوم ادب نيز چيزى فرا گرفت . سپس به شام رفت و در حلب اقامت گزيد . در آنجا به مصاحبت امير ميمون قصرى درآمد . در اين مدت با جماعتى از علما آميزش يافت و از بحث و مناظره با آنان سود برد . پس از وفات آن امير خانه‌نشين شد . در ايام الملك الظاهر او را ملزم به خدمت كردند . او در عين ناخشنودى از كارهاى ديوانى و ملالت از آنها به كار پرداخت . چون الملك الظاهر بمرد بار ديگر به خانه نشست و از رنج كارهاى ديوانى خود را برهانيد و با خاطرى مجموع به مطالعه و تفكر مشغول شد . قفطى از مردم گريزان و دوستدار انزوا و خلوت بود . كمتر اتفاق مىافتاد در نظر مردم ظاهر شود . تا آنگاه كه بار ديگر الملك العزيز او را در سال 633 به وزارت خويش گماشت . قفطى در تمام ايام الملك العزيز و پسرش الملك الناصر در اين مقام بود . و در سيزدهم ماه رمضان سال 646 درگذشت .