غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

373

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

كه بترسيده‌اند و اينك اظهار جزع مىكنند . هولاكو پرسيد : چرا دواتدار و سليمانشاه نيامده‌اند ؟ خليفه وزير خود ابن علقمى را فرستاد و پيام داد كه : تو يكى از سه تن را خواسته‌اى و من بزرگترين ايشان ، وزير خود ، را فرستاده‌ام . هولاكو گفت : آن وقت كه من در نواحى همدان بودم يكى از آن سه را مىخواستم و اكنون به يكى قناعت نمىكنم . مغولان جنگ را بجدّ در ايستادند . هولاكو خود در برابر برج عجمى بود و بغاتيمور در جانب غربى ، آنجا كه باغ بقل است ، و سونجاق نويان و بايجو نويان در جانب بيمارستان عضدى . هولاكو بتيكچيان « 690 » را فرمان داد كه به زبان عربى بر تيرها بنويسند كه اركاونيان « 691 » و علويان و دانشمندان « 692 » و خلاصه همهء آنها كه جنگ نمىكنند جان و حريم و اموالشان در امان است . و اين تيرها را به شهر پرتاب مىكردند . تا روز بيست و ششم محرم جنگ در هر سوى بغداد شدت داشت و سپس مغولان باروها را گرفتند . اين فتوحات از سوى برج عجمى آغاز شد . مغولان شب و روز شط بغداد را زير نظر داشتند مبادا كسى از آنجا بگريزد . هولاكو فرمان داد دواتدار و سليمانشاه نزد او روند ، خليفه نيز اگر خواهد بيرون آيد و اگر نخواهد در جاى خود بماند . دواتدار و سليمانشاه با جماعتى از اكابر بيرون آمدند . دواتدار از راه بازگشت و حجت آورد كه او باز مىگردد تا جنگجويانى را كه در محلات و كوچه‌ها كمين گرفته‌اند از كشتن مغول منع كند . دواتدار بازگشت و روز ديگر بيرون آمد و كشته شد . عامه مردم شهر شرف الدين مراغى و شهاب الدين زنگانى را فرستادند تا از هولاكو برايشان امان بگيرند . چون خليفه ديد كه چه بخواهد و چه نخواهد بايد از شهر خارج شود از هولاكو اجازت خواست كه نزد او رود . هولاكو اجازت داد . در روز چهارم صفر خليفه با فرزندان و خاندان خود از بغداد بيرون آمد . هولاكو فرمان داد تا او را در دروازه كلواذا فرود آرند . سپاهيان به تاراج بغداد پرداختند . هولاكو خود وارد بغداد شد تا سراى خليفه را تماشا كند . آنگاه به احضار خليفه فرمان داد . او را حاضر كردند . گفت تا گوهرهاى گرانبها و مرواريدها و درها طبق طبق آوردند . هولاكو همهء آنها را ميان امرا تقسيم كرد و هنگام شب به جايگاه خود بازگشت . آنگاه خليفه را گفت همهء زنانى را كه او و پسرانش با ايشان آميخته‌اند از ديگر زنان جدا