غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

371

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

دروازه را شكافتند و به شهر داخل شدند و شب هنگام آن را در تصرف آوردند . و خود را از بالدوين صاحب قسطنطنيه به غفلت زدند تا با زن و فرزند خويش از شهر بيرون آمده از راه دريا به بلاد فرنگ رفت . پنجاه و سه سال قسطنطنيه در دست فرنگيان بود و آن روز ، چون گذشته ، به دست روميان بازگشت . در همين سال در ماه شوال هولاكو از حدود همدان به جانب بغداد راند . در هنگام محاصرهء قلعه‌هاى اسماعيليه رسولى نزد خليفه المستعصم باللّه فرستاده از او يارى خواسته بود . مستعصم خواسته بود كه سپاهى به يارى او روان دارد ولى وزيران و اميران موافقت نكرده بودند و گفته بودند كه هولاكو مردى حيله‌گر است و مكار . او را به سپاه ما هيچ نيازى نيست . بلكه مقصود او اين است كه بغداد از مردان جنگى تهى شود تا به آسانى بتواند بر آن دست يابد . بدين خيال به يارى او كس نفرستادند . چون هولاكو آن قلعه‌ها بگرفت رسولى ديگر نزد خليفه فرستاد و او را به سبب اهمال در فرستادن مدد سرزنش كرد . بزرگان دولت مستعصم به مشاورت نشستند كه اكنون چه بايد كرد ؟ وزير « 686 » گفت : هيچ راهى در پيش نداريم مگر آنكه اين پادشاه جبار و خواص او را به بذل اموال و هدايا و تحف از خود خشنود كنيم . چون خواستند هدايايى بفرستند بسيارى گوهرها و چيزهاى گوهرنشان و جامه‌ها و زر و سيم و غلامان و كنيزان و اسبان و استران و اشتران تدارك ديدند . دواتدار كوچك « 687 » و يارانش گفتند : اين وزير همه در تدبير اين است كه ميان خود و تاتار را بهبود بخشد و مىخواهد ما را تسليم او كند . پس به او امكان فرستادن اموال را ندادند . خليفه نيز آن تصميم باطل كرد . و بر چيزهاى كم قدر و كم بها بسنده كرد . هولاكو خشمگين شد و گفت : يا خليفه خود بايد بيايد يا يكى از اين سه تن : وزير ، دواتدار يا سليمانشاه را بفرستد . خليفه به آنها گفت كه به نزد هولاكو روند ، ولى آنان به سخن او اعتنايى ننمودند . خليفه كسان ديگرى چون ابن جوزى و ابن محيى الدين را فرستاد ولى آن دو از اين ديدار طرفى نبستند . هولاكو بايجو نويان و سونجاق « 688 » نويان را بر مقدمه از راه اربل به بغداد فرستاد و خود از راه حلوان در حركت آمد . دواتدار نيز از بغداد خارج شد و در باعقوبا [ : بعقوبا ] فرود آمد . چون خبر شنيد كه بايجو نويان از دجله گذشته است و در جانب غربى فرود آمده است پنداشت كه هولاكو در آنجاست . پس ، از باعقوبا