غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

370

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

بودند به سوى آنان فرستاد و فرمان داد كه آن دو را هر جاى يافتند بكشند . فرنگان به دير رفتند و آنان را به هنگام نماز عشاء در معبد ديدند . به درون در آمدند و به نام ميخائيل در شهر نيقيه شعار دادند كه : پيروز باد ميخائيل ، ميخائيل پادشاه يونان ، پالئولوگوس آتوكراتور رومانيا « 684 » ، يعنى ميخائيل پالئولوگوس صاحب قدرت مطلق روم است . ميخائيل از آنجا به شهر نيقيه رفت و به نام او در تمام آن بلاد خطبه خواندند . ميخائيل آن كودك ، كالويان پسر پادشاه ، را بگرفت و در يكى از قلعه‌ها دربند كرد و بطريرك ارسانيوس را ، كه او را به سبب اين كارش سرزنش كرده بود ، تبعيد نمود . چون ميخائيل به پادشاهى نشست او را جز گرفتن قسطنطنيه اهتمامى نبود . يك بار به قسطنطنيه لشكر برد ولى نتوانست شهر را بگشايد . پس صبر كرد تا ميان مردم و نيز و جنوا در شهر عكا اختلاف بالا گيرد . پس همهء ونيزيان از قسطنطنيه به عكا رفتند تا ياران خود را يارى كنند . اينان نگهبانان شهر [ قسطنطنيه ] بودند . آنگاه ميخائيل حيلهء ديگرى انديشيد به اين گونه كه از متولّى يكى از دژهاى رومى خواست تا به بالدوين « 685 » فرنگى ، صاحب قسطنطنيه ، نامه‌اى نويسد بدين مضمون : ميخائيل بدون استحقاق و اهليت بر مملكت روم غلبه يافته و او مردى است ظالم كه بر خاندان ولىنعمت خود تعدى كرده است . ما او را نمىخواهيم ، تو از او بدين دژ سزاوارترى زيرا تو شاه و شاهزاده هستى و ميخائيل مردى خارجى و ياغى بيش نيست ، از اين رو مىخواهم كه لشكرى بفرستى تا من دژ را تسليم كنم ، ولى بايد كه با آن سپاه منجنيقهايى باشد كه آنها را به قصد تسخير دژ نصب كنند و چنان نمايند كه گويى به جنگ آمده‌اند تا اگر من دژ را تسليم كردم نزد مردم معذور باشم . بالدوين فرنگى به اين سخن فريفته شد و او را در گفتارش صادق پنداشت و جنگجويانى را كه در خدمت داشت به آن دژ فرستاد . آنان در آنجا فرود آمدند و به نصب منجنيقها پرداختند و جنگ را آماده شدند . در اين احوال ميخائيل با سپاه خود از خليج قسطنطنيه بگذشت و برگرد شهر فرود آمد . شهر از مردان جنگى تهى بود . ميخائيل ميان شهر و سپاهى كه بر آن دژ ياد شده فرود آمده بودند حايل شد . يكى از چوپانان او را به يكى از دروازه‌هاى كهنهء شهر كه به ظاهر اثرى از آن پيدا نبود و از زمان قسطنطينوس تا آن روزگار باز نشده بود راهنمايى كرد . سپاهيان ميخائيل آن